مجله تخصصی مطالعات آمریکا

مقالات علمی پژوهشی و پایان نامه های روابط بین الملل و سیاست خارجی

مجله تخصصی مطالعات آمریکا

مقالات علمی پژوهشی و پایان نامه های روابط بین الملل و سیاست خارجی

مجله تخصصی مطالعات آمریکا

آخرین نظرات

مجلات علمی پژوهشی

۲۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۵ ثبت شده است

دکتر الهه کولایی، رحمن حریری، بهنار اسدی کیا؛ دانشگاه تهرانx

در فراز و نشیب­ روابط ایران و ترکیه، مسئله کُردی آثار و پیامدهای داخلی و منطقه­ای آشکاری داشته است. ملاحظات ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی ایران و ترکیه از دهه 1990 به بعد، آشکارا با نیازهای اقتصادی دو کشور پیوند یافته است. این نیازها همکاری دو کشور را معطوف به توجه به واقعیت‌های ژئوپلیتیک نموده است. هیچ‌یک از این دو کشور با نفوذ بر جنبش کُردی در کشور دیگر؛ مشروعیت و ساختار نظام حکومتی دیگری را تهدید نکرده است. از طرفی رقابت‌های دو کشور در کردستان عراق و سعی در تأثیرگذاری بر تحولات مناطق کردنشین سوریه پس از بحران سوریه، حملات داعش علیه کوبانی، روابط دو کشور را به‌سوی تنش پیش برد. مسئله کُردها و ملی­گرایی کُردی، به‌ویژه در کردستان عراق و مناطق کردنشین سوریه، موجب واگرایی در روابط ایران و ترکیه شده است. این نوشتار با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، روابط ایران و ترکیه را در پیوند با مسئله کُردها از سال 1991 تا 2013 بررسی می‌کند. به‌نظر می‌رسد مسئله کردی بر سیاست­های کلی ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی دو کشور تأثیر تعیین‌کننده‌ای نداشته است. متن کامل مقاله

۱ نظر ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۴۹
اسفندیار خدایی

دکتر جهانگیر کرمی و رقیه کرامتی نیا؛ دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران

توافق هسته‌ای ایران و کشورهای 5+1از رویدادهای سیاسی مهم در سطوح منطقه‌ای و حتی بین‌المللی است که می‌تواند روابط ایران با بسیاری از دولت‌ها را تحت‌الشعاع قرار دهد. این رویداد که از آن در متن «برنامه جامع اقدام مشترک» یک «توافق تاریخی» یاد شده، واکنش بسیاری از کشورهای جهان به‌خصوص قدرت‌های بزرگ نظام بین‌الملل را برانگیخته است. بنابراین با توجه به حضور مستقیم روسیه در پرونده‌ هسته‌ای ایران و نقش ویژه‌ آن به عنوان یکی از 5 عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد در چگونگی پیشبرد این پرونده،این نوشتار به بررسی سیاست‌ها و جهت‌گیری‌های روسیه در قبال توافق هسته‌ای ایران و کشورهای 5+1، می‌پردازد و می‌کوشد تا ابعاد عملی جهت‌گیری سیاست خارجی این کشور را مورد بحث قرار دهد. پرسش اصلی این نوشتار آن است که روسیه چه رویکردی را نسبت به توافق هسته‌ای ایران اتخاذ کرده و جهت‌گیری این کشور در دوران پسابرجام در رابطه با ایران چگونه بوده است؟ و این فرضیه مطرح می‌شود که روسیه ضمن برخورد مثبت نسبت به توافق هسته‌ای به منظور حفظ جایگاه و منافع اقتصادی و سیاسی خود هم در ایران و هم در عرصه‌های منطقه‌ای و جهانی با رویکردی عملگرایانه و محتاطانه همکاری‌های دوجانبه و چندجانبه با ایران را در ابعاد گوناگون توسعه داده است.برای بررسی ایده مذکور، نخست به مبانی نظری مرتبط با جهت‌گیری سیاست خارجی دولت‌ها و تحریم‌های اقتصادی و سپس به واکاوی سیاست‌های روسیه در قبال توافق هسته‌ای ایران و عوامل موثر بر شکل‌گیری آن می‌پردازیم، روش تحقیق در این مقاله توصیفی- تحلیلی است و نگارش آن با استفاده از منابع کتابخانه­ای و فضای مجازی می‌باشد. متن کامل مقاله

۰ نظر ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۴۴
اسفندیار خدایی

مهدی حبیب اللهی و دکتر حسین مسعودنیا؛ دانشگاه اصفهان

آمریکا با تکیه بر تجربیات بیش از نیم قرن خود درتعامل با منطقه خاورمیانه، مصر را کشوری کلیدی در منطقه قلمداد می کند. به عبارت بهتر، مصر لنگرگاه ثبات وامنیت برای غرب به ویژه آمریکا محسوب می شود، به ‌طوری که در دهه های گذشته واشنگتن- قاهره برای تامین منافع مشترک راهبردی خود در خاورمیانه همکاری‌های نزدیک و مستمری داشته‌اند. با رخداد تحولات بهار عربی و سرنگونی مبارک، سیاست آمریکا در قبال مصر با چالش مواجه شد،با این وجود سیاست خارجی آمریکا ازمدیریت راهبردی خاصی پیروی وتحولات را مدیریت نموده است. نمونه تاریخی چنین رویکردی را می‌توان در نحوه جهت‌گیری آمریکا در قبال ایران به نخست وزیری مصدق مشاهده نمود. بر این اساس با درنظرگرفتن این نکته که سیاست خارجی آمریکا در قبال تحولات مصر و به دنبال آن سقوط مبارک تا به قدرت رسیدن السیسی سه مرحله؛ حمایت، وساطت و مداخله در امور این کشور را شامل می‌شود، پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره‌مندی از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی در صدد است رویکرد آمریکا در قبال تحولات مصر را با جهت‌گیری این کشور در قبال ایران دوره نخست وزیری محمد مصدق به‌صورت تطبیقی مورد مطالعه قرار دهد. متن کامل مقاله

۰ نظر ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۴۰
اسفندیار خدایی

دکتر منصور رحمانی، مهسا رسولی فر

یکی از کلیدی‌ترین مباحث در سیاست خارجی، مقوله تصمیم‌گیری و تصمیم‌های اتخاذشده رهبران در این عرصه است. در تبیین این مهم با شرح مدل روانشناسی شناختی (به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مدل‌های تصمیم‌گیری) اهمیت محیط روانشناختی در ذهن فرد (که شخصیت نیز در این مقوله قابل‌طرح است) و محیط عملیاتی (که تصمیم در آن اجرا می‌شود) در تصمیم‌گیری‌های سیاست خارجی آشکار می‌شود. نظریه‌های بسیاری در حوزه شخصیت‌شناسی مطرح شده است که در این بین «نظریه روانشناسی شناختی» بیشتر بر مؤلفه‌های ذهنی و محیطی تأکید داشته است، اما یکی از ضعف‌های اساسی آن، غفلت از مؤلفه‌های وراثتی است که می‌توان با کمک مکتب اناگرام و تیپ‌های شخصیتی نه‌گانه‌ مطرح در آن، این کاستی را رفع کرد. گرچه هریک از ابناء بشر دارای شخصیتی منحصربه‌فرد و خاص است، اما الگوهای شخصیتی ثابتی بین آنها وجود دارد که با شناخت این الگوها می‌توان تا حد زیادی تصمیم‌های آنها را پیش‌بینی کرد و یک پژوهشگر سیاسی با کشف کلیدهای روان‌‌کاویِ رفتارهای سیاسی، قادر به شناخت و پیش‌بینی و حتی تغییر این رفتار خواهد بود. به‌منظور شناخت شخصیت رهبران، روش سایکوبیوگرافی بر مبنای تحلیل محتوا مناسب است. درنهایت تمامی افراد ازجمله رهبران سیاسی در یکی از تیپ‌های شخصیتی گنجانده می‌شوند که با شناخت آن تیپ شخصیتی می‌توان تصمیم‌ها، رفتارها و اقدامات سیاسی آنها را تحلیل و سپس پیش‌بینی کرد. متن کامل مقاله

۱ نظر ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۳۶
اسفندیار خدایی

الهه نوری غلامی زاده، دانشجوی دکتری مطالعات آمریکا، دانشکده مطالعات جهان، دانشگاه تهران

مهدی محمدی، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات آمریکا

Michele Bachmann’s Political Views on Iran

Elaheh Nourigholamizadeh  and Mehdi Mohammadi

The Tea Party Movement (TPM) is a grassroots conservative reactionary movement that according to the Washington Post’s, Christopher Parker, sees changes in traditional conservative values as a direct threat to its way of life. Initially started as an opposition to the fiscal policies of Barack Obama, the TPM soon embraced radicalism and adopted various hardline stances toward various domestic and foreign issues, ranging from the Obamacare to the recent JCPOA accord with the Islamic Republic of Iran. An influential figure within the TPM is the provocative and uncontrollably vocal former U.S congresswoman from Minnesota, whose controversial views have consistently made headlines in the media and the press. The so-called “undisputed queen of the TPM,” Michele Bachmann was never a shy person in expressing her support of Israel as well as her questionable antagonism towards Muslims and more importantly, the Islamic Republic of Iran. This study aims to investigate political views of Michele Bachmann on major domestic and foreign issues, as well as her stance regarding the Islamic Republic of Iran, by utilizing qualitative-based systematic review and content analysis of official documents, congressional records and the media coverage. A new perspective is offered to the understanding of republican-sponsored radicalism that the TPM employs vis-à-vis the Islamic Republic of Iran. Furthermore, it is shown that the TPM and its members have negative views with regard to Iran and adopt anti-Iran stances that parallel of today’s Republican Party. Full Text

 

۰ نظر ۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۲۹
اسفندیار خدایی

دکتر محمدعلی موسوی، دکتر الهام کدخدایی، دکتر فاطمه شفیعی؛ دانشکده مطالعات جهان

با توجه به اینکه ایالات متحده قدرتمندترین کشور جهان است، تصمیمات و سیاست های آن بر کل جهان تأثیرگذار است. سؤال اینجاست که این تصمیمات چگونه اتخاذ می شوند. آیا آنها نتیجه سیاست های داخلی و روندهای دموکراتیک هستند، و یا بر مبنای عقاید و قضاوت طبقه ممتاز حاکم و یا نفوذ لابی های گروه های ذی نفوذ اتخاذ می شوند؟ هدف این مقاله، بررسی روند پیچیده تصمیم گیری در حوزه سیاست خارجی ایالات متحده است و نهادها، روندها و عناصری را که گروه های ذی نفوذ برای تأثیرگذاری در نظام تصمیم گیری به کار می برند را مورد بررسی قرار می دهد. نویسندگان مقاله با ارائه مدلی متفاوت از مدل های رایج، نشان می دهند که نظام تصمیم گیری سیاست خارجی امریکا چگونه تحت تأثیر هم زمان نهادهای رسمی و غیررسمی قرار دارد. مقاله نشان خواهد داد که گروه های ذی نفوذ می توانند از هر راه ممکن سیاست های مورد نظر خود را در داخل نظام قانونی واشینگتن ایجاد و میان این دو ارتباط برقرار کنند و اینکه بازیگران غیررسمی با استفاده از سازوکارهای متفاوت و نفوذ در روند پیچیده تصمیم گیری امریکا، تا حد زیادی موفق شده اند بخش عمده ای از خواسته های مورد نظر خود را در عرصه سیاست خارجی وضع نمایند. متن کامل مقاله

۰ نظر ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۳۱
اسفندیار خدایی

دکتر محمد مهدی مظاهری

تصمیم ترامپ مبنی بر تغییر نکردن و افزایش نیروها و تجهیزات آمریکا در خاورمیانه و خلیج فارس نشان از آن دارد که او همان گونه که قبلا هم اعلام کرده است فعلا برنامه ای برای حمایت از کشورهای حوزه خلیج فارس و همراهی کردن با شعارهای ایران هراسانه آنها ندارد و به لفاظی و تهدید بسنده می کند.

۰ نظر ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۳۶
اسفندیار خدایی

دکتر مختار صالحی، فرامرز حسن زاده؛ دانشگاه مازندران

اتخاذ رویکرد مناسب برای توسعه، یکی از موضوعات مهم در اقتصاد سیاسی بین‌الملل است. برنامه‌های ارائه شده در اجماع واشینگتن، از رویکردهای غالب در این زمینه است. اما در سال‌های اخیر، با رشد خیره‌کننده اقتصاد چین، توجه بسیاری از صاحب‌نظران به این موضوع جلب شده که چین در حال تبدیل به الگوی جدید توسعه برای کشورها است؛ که از آن به اجماع پکن یاد می‌شود. متاثر از این شرایط، سئوال اصلی پژوهش این است که شباهت‌ها و تفاوت‌های اجماع واشینگتن و اجماع پکن کدامند؟ تا چه حد اجماع پکن می‌تواند به الگوی جدید توسعه برای کشورهای خواهان توسعه تبدیل شود. بنابر فرضیه، به نظر می‌رسد، شباهت‌های دو مکتب تاکید بر صادرات، تجارت آزاد و الگوی توسعه‌گرایی در مقولات اقتصادی و سیاسی از سوی هر دو مکتب است. تفاوت‌ دو مکتب در تاکید اجماع پکن بر دولت محوری و اقتدارگرایی در توسعه، تلفیق جغرافیای اقتصادی و سیاسی و تاکید بر اقتصاد مبتنی‌بر نوآوری است که در اجماع واشینگتن نادیده گرفته شده است. چهارچوب نظری موضوع، مبتنی‌بر اقتصاد سیاسی دولت محور رابرت گیلپین است. برای بررسی موضوع نیز از روش پژوهش علّی – مقایسه‌ای استفاده شده است. متن کامل مقاله

۰ نظر ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۲۵
اسفندیار خدایی

دکتر وحید ذوالفقاری

تجربه بازیگر قربانی، تلاش برای تحکیم حکمرانی متمرکز و خیزش اقتصادی گسترده، منجر به تغییر رفتارهای رأی‌دهی چین در شورای امنیت شد. بدین ترتیب، پرسش از چرایی گشت و بازگشت‌های رأی‌دهی چین به عنوان اهتمام اصلی پژوهش حاضر است. چنین تغییراتی برآیندی از دو لایه ایستارهای سیاسی پراگماتیکِ «منافع ملی» و «موقعیت و وجهه بین‌الملل» است. بر این اساس، در صورتی که منافع پکن در کشور هدف تابع تغییرات شکننده نشود و مکانیسم‌های نهادی دیگری برای تغییر ایستارهای دولت هنجارشکن وجود نداشته باشد، چین به تولید ائتلاف آراء می‌پردازد. بدین ترتیب، پژوهش حاضر با کاربست تئوری امنیت و مسئولیت جمعی و روش شناسی تحلیلی- تطبیقی به آزمون فرضیه می‌پردازد. براساس یافته‌های پژوهش، میزان اهمیت استراتژیک موضوع سیاسی، منجر به تغییر ایستارها و رفتارهای پکن در شورای امنیت می‌شود. به دیگر سخن، پکن درصدد کسب دستاوردهای حداکثری، با هزینه‌ها و مسئولیت‌های حداقلی سیاسی است. متن کامل مقاله

۰ نظر ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۲۰
اسفندیار خدایی

دکتر حسن احمدیان،دانشگاه تهران

هدف از این مقاله بررسی سطح و ویژگی‌های تغییر صورت گرفته در سیاست خارجی عربستان سعودی است. در مورد این گزاره که سیاست خارجی عربستان شاهد تحولاتی کم‌سابقه است، اجماعی در ادبیات موضوع دیده می‌شود، اما محوریت تغییر (چرایی وقوع)، سطح تغییر (اصول یا ابزارها) و جایگاه بازیگران اصلی (ایران و ایالات متحده) در آن، اختلافات جدی برانگیخته است. فهم سه مؤلف یادشده، به ویژه مؤلف بنیادین چرایی وقوع تغییر، چهارچوبی برای ارزیابی و دسته‌بندی بروندادهای سیاست خارجی عربستان به دست می‌دهد. به همین دلیل فرضیه‌های متنوعی در پاسخ به چرایی وقوع تغییر مطرح شده است. از آنجا که پاسخ به این پرسش برای تبیین دو مؤلفه دیگر (سطح تغییر و جایگاه بازیگران اصلی در آن) محوری است، نویسنده پس از پرداختن به فرضیه‌های موجود، این فرضیه را مطرح می‌کند که تلاش برای حفظ و تحکیم جایگاه منطقه‌ای (در کوتاه و میان‌مدت) و ارتقای آن (در بلندمدت) در نظم متحول منطقه‌ای و بین‌المللی در کانون تحولات سیاست خارجی عربستان جای دارد. با بررسی این فرضیه، به الگویی رسیدیم که در سه محور به سیاست خارجی نوین عربستان جهت می‌دهد: تضاد با ایران و تضعیف جایگاه منطقه‌ای آن؛ تنزل ضرورت تطابق اولویت‌های سعودی با رویکرد امریکا؛ و حرکت در چهارچوب نهادین با هدف مشروعیت‌بخشی به سیاست‌های عربستان و مشروعیت‌زدایی از کنش رقبا و دشمنان. متن کامل مقاله

۰ نظر ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۱۶
اسفندیار خدایی

دکتر محسن اسلامی، دکتر فرزانه نقدی؛ دانشگاه تربیت مدرس

جمهوری اسلامی ‌همواره با تحریم‌ها روبرو بوده و سیاست و روابط خارجی آن، به‌خصوص با ایالات متحده و اتحادیه اروپایی، تحت‌تاثیر تحریم‌ها قرارداشته است. توافق بین‌المللی برجام (1394)، پس از تحریم‌های متوالی، موافقان و مخالفان را به گمانه‌زنی‌های بسیار درباره بازتاب برجام در سیاست خارجی دو کشور برانگیخته است. به باور موافقان برجام، این توافق به معنای خاتمه سیاست‌های تحریم ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی است. درحالی‌که از نظر این مقاله به‌واسطه شرایط پیچیده خاورمیانه، گسترش تروریسم و وضعیت گذار ژئوپلیتیک منطقه، تحقق چنین شرایطی بعید به نظر می‌رسد. سئوال اصلی این است که تاثیر برجام بر سیاست خارجی ایالات متحده، به‌ویژه سیاست تحریم در برابر جمهوری اسلامی ایران در پسابرجام چه خواهد بود؟ بنا به فرضیه مقاله، تحریم‌های مالی، اقتصادی، دفاعی و نظامی به‌عنوان یک ‌راه‌حل آزمایش شده در مهار قدرت اقتصادی و نظامی ج.ا. ایران، در سند راهبردی ایالات متحده امریکا نهادینه شده است و نمی‌توان آن را به‌آسانی نادیده گرفت. نظریه تحریم،‌ منافع ایالات متحده و متحدان منطقه‌ای آن کشور را همچون رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی، تامین کرده است و این گروه، آزادسازی انرژی مالی و اوج‌گیری قدرت جمهوری اسلامی در پسابرجام را مخالف منافع خود و در جهت پیروزی کامل محور مقاومت و تسهیل زمینه‌های تسلط جمهوری اسلامی در منطقه می‌بینند. بنابر ذهنیت نخبگان سیاسی ایالات متحده، گفتمان‌های مخالف توافق هسته‌ای و موفقیت سیاست تحریم ج.ا. ایران در تامین منافع ایالات متحده، استمرار تحریم و تصویب تحریم‌های جدید از سوی نخبگان سیاسی ایالات متحده بسیار محتمل خواهد بود. متن کامل مقاله

۲ نظر ۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۴۸
اسفندیار خدایی

دکتر محمدعلی موسوی و دکتر الهام کدخدایی؛ دانشگاه تهران، دانشکده مطالعات جهان

 The Role of Academic Discourse in Shaping US-Israel Relations

Mohammad A. Mousavi, Elham Kadkodaee

Highlighting the need for a more nuanced and multidimensional approach to understanding the relationship between America and Israel, the current article suggests constructivist international relations as a theoretical framework that has the capacity to explain such complexity through the concept of collective identity. According to Alexander Wendt’s version of constructivism, in a Kantian culture of anarchy, states can become friends rather than rivals or enemies, meaning that the security and interests of the Self and Other become identical. In such a situation, a collective identity is formed between the two entities, leading to a friendship that involves not only governments but also the societies, and includes cultural and psychological dimensions as well as geopolitical ones. The current article argues that non-governmental entities such as the academia can play a significant role in constructing such a collective identity. Pro-Israel scholars actively promote a collective identity by producing output that clearly define Israel and America as the Self, and Arabs/Muslims/Palestinians as the Other or the dangerous common enemy. To remain more focused, Holocaust and anti-Semitism are selected as specific fields of study through which formation of the Self/Other dichotomy in academic discourse is studied. A critical discourse analysis of texts authored by Alvin H. Rosenfeld, Andrea Markovits and Josef Joffe will be carried out to demonstrate the themes through which this binary is established. The identification of these themes, and the overall endeavor of pro-Israel scholars to construct American identity in a pro-Israel manner, is necessary for understanding the ideational basis of American relations with Israel.  Download Full Text

۰ نظر ۲۲ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۳۹
اسفندیار خدایی

ویژه نامه دیپلماسی ایرانی درباره ترامپ، با آثاری از محمدصادق خرازی، محمدمهدی مظاهری، سرگه بارقیان،  فریدون مجلسی، حمید زنگنه، حسین ملائک، علی امیدی، بهائالدین بازرگانی گیلانی و ترجمه آثاری از فرید زکریا، بهجت قرنی، الیزابت ان ساندرز، راجر بیکر، آرون دیوید میلر، تریتا پارسی و پل پیلار. دانلود متن کامل ویژه نامه

۰ نظر ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۵۸
اسفندیار خدایی

بهاءالدین بازرگانی گیلانی

به عقیدۀ برخی آگاهان مسائل راهبردی غربی، دونالد ترامپ با بی فکری تمام با صدور نخستین فرمان مبادرت به لغو این پیمان و خروج آمریکا از آن کرد و به این ترتیب میدان را برای چین خالی نمود تا بلافاصله با معرفی پروژۀ جایگزین ِ "مشارکت اقتصادی فراگیر منطقه ای RCEP" دست به اقدام بزند. نتیجه این شد که برخی کشورهای این حوزه از جمله فیلیپین و مالزی کم و بیش ساز جدایی از آمریکا بزنند و به سوی چین متمایل گردند و سایرین نیز فعلا مردد و بلاتکلیف باقی بمانند. در همین حال ترامپ تهدید کرد که واردات انبوه از چین را با اعمال تعرفه های گمرگی ٤٥ درصدی محدود می سازد، شغل های از دست رفته را به ایالات متحده بازمی گرداند  و از دامنۀ کسری بازرگانی عظیم ٥٠٠ میلیارد دلاری با چین می کاهد. کسی نیست به این غول بساز و بفروش آمریکایی حالی کند که مثلا یک شرکت  فن سالار فرضا اپل چگونه به همین سادگی بتواند واحدهای تولیدی خود را از چین با آن نیروی کار و فکر ارزان و کم ادعا به مثلا ایالت پنسیلوانیا با آن نیروی کار و فکر گران و تنبل و پرمدعا منتقل سازد. ولو که تیم اقتصادی کم تجربۀ اطراف ترامپ هم بگویند: خب، ما مالیات بر این شرکت ها را کاهش می دهیم! چگونه؟

۰ نظر ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۴۴
اسفندیار خدایی

نویسنده: تام روگان، نشنال ریویو ؛ مترجم: زهره شهریاری

ترامپ باید از طریق تقویت حضور نیروی دریایی آمریکا در دریای چین شرقی، از این تهدید پیشگیری کند... دومین چالش پیش روی ترامپ، ایران است. به احتمال زیاد ایران ترامپ را به شیوه دریایی مورد آزمایش قرار خواهد دارد؛ به خصوص آن که احزاب و گروه های تندرو در ایران به دنبال آن هستند تا بیینند که آیا ترامپ به نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا دستور تشدید مقابله علیه تهدیدات نیروی دریایی ایران را خواهد داد یا نه.... سومین و آخرین چالش پیش روی ترامپ، روسیه است.... ترامپ باید از خواب بیدار شود و به رهنمودهای اطلاعاتی مشاوران خود و ژنرال متیس گوش دهد. آنها به خوبی از اقدامات و نقشه های پوتین آگاهی دارند و به دنبال آن هستند تا درک و آگاهی ترامپ نسبت به او را افزایش دهند.

۰ نظر ۱۹ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۳۳
اسفندیار خدایی

دکتر صمد قائم پناه، منیر دشتی ورمزانی؛ دانشگاه قزوین

نفوذ سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی ایران و اتحادیه اروپا در مبادلات جهانی و منطقه‌ای می‌تواند زمینه مناسبی را برای گسترش همکاری و همگرایی بین دو طرف فراهم ‌آورد؛ اما تاکنون روابط دو طرف در طول بیش از سه دهه نه تنها نهادینه نشده؛ بلکه با فراز و نشیب همراه بوده و در دوره‌هایی به سردی گراییده است. می‌توان گفت اتحادیه اروپا تنها سازمان بین‌الدولی در سطح جهان است که رابطه با آن به اندازه رابطه با دولت‌های عضو آن سازمان دارای اهمیت است. این اتحادیه یکی از بازیگران نوخاسته در عرصه بین‌الملل است که پس از پایان جنگ سرد مجال بیشتری برای تقویت خویش در عرصه روابط بین‌الملل پیدا کرده است. از همان آغاز بروز بحران هسته­ای، اتحادیه اروپا خود را یکی از طرف­های اصلی حل وفصل مسئله هسته­ای ایران معرفی نموده است و این موضوع از سوی ایران نیز، مورد پذیرش قرار گرفته است. در این تحقیق، با استفاده از روش سازه انگارانه و با توجه به توافق هسته­ای ایران با کشورهای 5+1 و پذیرش برجام، به دنبال بررسی روابط ایران و اتحادیه اروپا در دوران پسابرجام هستیم. متن کامل مقاله

۱ نظر ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۱۵
اسفندیار خدایی

دکتر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران؛ زمستان 95

مقاله علمی پژوهشی در مجله Iranian Review of Foreign Affairs

Mohammad Javad Zarif

Much is being articulated today about the formidable challenge presented to the global community by terrorism and extremism, and on the approaches to combat and contain—and hopefully eradicate—them. Regardless of where each state stands on these twin challenges, and whatever the quintessence of the official policy of this or that country, the international community in its entirety shares the common conviction that these problems need to be addressed urgently. The global community must be rid of them as effectively as possible, and I doubt the exigency of the challenging task before us all is in any question. The twin problems of terrorism and extremism, far beyond the never-ending polemics among politicians, stand out as the natural outcome of intrinsic failings in the current (and recent) international situation. They are neither confined to any part of the world, are exclusive to one religion, nor can they be combated on a regional basis and then only through heavy reliance on military hardware. After a decade-and-a-half of wholesale failure in combating post-9/11 terrorism, ugly realities on the ground push us to look at these challenges with open eyes—without illusions or indeed self-delusion. It should have become all too clear by now that a successful, effective fight against these two cancerous phenomena calls for a comprehensive approach and a multi-pronged strategy which depends, first and foremost, on a sober understanding and recognition of their enabling social, cultural, economic and global conditions. Full Text of the Article
۰ نظر ۱۵ بهمن ۹۵ ، ۱۰:۲۰
اسفندیار خدایی

یاسر اسماعیل زاده امامقلی؛ حسنعلی احمدی فشارکی

نسل نوین مطالعات امنیتی، نتیجه گذر از جنگ سرد است که مفاهیم و تعاریف سنتی از امنیت را به‌سوی جنبه‌های متنوعی مانند امنیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی معطوف کرد. این مقاله می‌کوشد تا تاثیر یکی از خطرناک‌ترین و پیچیده‌ترین تهدیدات امنیتی بین‌المللی یعنی داعش بر امنیت جمهوری اسلامی ایران را تحلیل کند. سؤال اساسی این است که «پدیده داعش به‌عنوان یک تهدید؛ چه نسبتی با امنیت ایران دارد؟» تجزیه و تحلیل داده‌های موجود نمایانگر آن است که حضور و نفوذ داعش در منطقه از منظر امنیتی به‌مثابه شمشیری دو لبه برای امنیت ایران عمل می‌نماید که در صورت عدم توجه به هر تیغه‌، تحلیل تأثیر وجود داعش بر امنیت ایران ناقص و نارسا خواهد بود. این مقاله می‌کوشد با روش پژوهش تبیینی و با استفاده از ابزار کتابخانه‌ای و فیش‌برداری منابع داخلی و خارجی، تأثیر متغیر مستقل «تهدید داعش» بر «امنیت ایران» را واکاوی کند. متن کامل مقاله

۰ نظر ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۲۷
اسفندیار خدایی

دکتر سید محمد طباطبایی، حدیث آسمانی؛ دانشگاه علامه طباطبایی

از جنگ جهانی دوم به بعد، روابط روسیه و امریکا به‌عنوان دو دولت اصلی سیستم‌ساز، همواره از مهم‌ترین موضوعات بین‌المللی بوده و بیش از هر رابطه دیگری بر نظام بین‌الملل و روابط سایر دولت‌ها تأثیر گذاشته است. آثار روابط این دو کشور و مسائل مختلف مربوط به آن در حوزه‌های گوناگون، می‌تواند علاوه‌بر نظام بین‌الملل به شکل‌گیری و پایان بحران‌ها کمک کند؛ ازاین‌رو می‌توان گفت بسیاری از مسائلی که در دستورکار نظام بین‌الملل قرار دارد، به‌گونه‌ای به اراده این دو قدرت بزرگ مربوط می‌شود. اینها ویژگی‌های ساختاری نظام بین‌المللی، از زمان جنگ جهانی دوم تا پایان جنگ سرد و حتی تا کنون بوده‌اند. انعقاد قراردادهای استارت، یکی از نقاط عطف تعاملات دو کشور در یک دهه اخیر است که تلاش این مقاله پرداختن به ابعاد تأثیر آن بر روابط دو قدرت و نظام بین‌الملل از زاویه‌ای متفاوت است. بخشی از مطالعه ابعاد یادشده نیز در گرو بررسی واقعیت‌‌های مربوط به توان بازدارندگی ناشی از تسلیحات هسته‌ای ایالات متحده و روسیه است که به‌وضوح و به شیوه‌های گوناگونی مورد استفاده ابزاری و یا اهرم فشار در راستای تعاملات سازنده یا تنش‌آفرین قرار می‌گیرد. معاهدات استارت، به‌ویژه استارت 2 که از سری قراردادهای کاهش تسلیحات اتمی میان روسیه و امریکا است، نقش بسزایی در برقراری دوباره موازنه قدرت و به‌طور مشخص در تثبیت توان بازدارندگی دو کشور ایفا کرد؛ بنابراین، رویکرد مطالعه در چارچوب واقع‌گرایانه والتزی که از بعدی ساختاری و کلان به مسئله موازنه میان قدرت‌های بزرگ می‌پردازد و نظریه‌های متعددی را درباره آثار تسلیحات هسته‌ای در روابط قدرت‌ها و ساختار بین‌الملل ارائه کرده است، راهگشا خواهد بود. متن کامل مقاله

۰ نظر ۱۳ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۲۳
اسفندیار خدایی

نویسنده: تایتی اراستو؛ لوب لاگ

مخالفان توافق هسته ای سال 2015 با ایران، انتقاد می کنند که چرا در این معامله غنی سازی اورانیوم ایران پایان نیافته یا برنامه توسعه موشکی ایران محدود نشده است. با آمدن دولت ترامپ، برخی فرصت را برای تضعیف شرایط قرارداد با اعمال تحریم های غیرهسته ای علیه ایران مناسب می بینند. فرض بر این است که این مسائل می تواند تهران را به خروج از معامله تحریک کند تا شرایط برای برقراری تحریم های فلج کننده و بازگشت به میز مذاکره با شرایط سال 2013 آماده شود. اگر چنین تحریم هایی به درستی عمل می کرد چرا در همان بار اول به معامله ای بهتر با ایران نرسیدند؟ برخی دیگر نیز مانند رکس تیلرسون، به نظر به دنبال سیاست «ممنوعیت غنی سازی اورانیوم در ایران» حداقل پس از انقضای تاریخ معامله هستند.

۰ نظر ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۳۱
اسفندیار خدایی

فاطمه محمدی: دکتری روابط بین الملل و استادیار مدعو دانشگاه علامه طباطبایی

برگرفته از گزارش موسسه بروکینگز، جفری بادر، 21 مارچ 2016

▪️در دو دهه پس از پایان جنگ سرد، جهان دوره مشخصی از کاهش جنگ و افزایش رفاه را تجربه نمود و عدم وجود رقابت جدی جغرافیای سیاسی، فرصت هایی برای افزایش وابستگی متقابل و همکاری جهانی ایجاد کرد. با این حال در سال های اخیر، چند چالش اساسی نظیر فروپاشی نظم و نزول خشونت در شرق میانه؛ چالش روسیه به منظور امنیت اروپا؛ و افزایش تنش های ژئوپولیتیک در آسیا وجود داشته است. در این برهه محوری، رهبری ایالات متحده مهم و وظیفه فوری و پیچیده ای است. رئیس جمهور بعدی ایالات متحده(دونالد ترامپ) نیاز به انطباق و حفاظت نظم بین المللی لیبرال به عنوان یک وسیله برای تداوم ارائه ثبات و رفاه؛ توسعه یک راهبرد برای تشویق همکاری و نه رقابت میان قدرت های حاضر دارد؛ و در صورت لزوم، گنجاندن و یا محدود کردن بازیگران برای تضعیف آن اهداف. در پاسخ به پویایی جهان در حال تغییر، برنامه سیاست خارجی در بروکینگز پروژه بی نظمی از نظم  ایجاد کرده است. با تجزیه و تحلیل نافذ، استراتژی های جدید، و سیاست ها نوآورانه، برنامه سیاست خارجی و محققان آن در دو سال پروژه با سه هدف اصلی آغاز کردند.

۰ نظر ۰۴ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۴
اسفندیار خدایی