نظر ۹ اقتصاددادن برجسته درباره جهان پساکرونایی
*جهان کلید رهایی را در دست بانکداران مرکزی میبیند
اسوار پرزاد: بانکداران مرکزی که زمانی محتاط و محافظه کار به حساب میآمدند نشان دادهاند که میتوانند در مواقع ناامید کننده با چابکی، جسارت و خلاقیت رفتار کنند. حتی وقتی رهبران سیاسی مایل به هماهنگی سیاستها در مرزها نیستند، بانکداران مرکزی میتوانند با هماهنگی عمل کنند. اکنون و البته برای مدت زمان طولانی بانکهای مرکزی به عنوان اولین و اصلیترین خطوط دفاع در برابر بحرانهای اقتصادی و مالی قرار گرفتند.
*عدم بازگشت اقتصادبه وضعیت نرمال
آدام توز: با شروع بحران اولین تکانهها جستجوی قیاسهای تاریخی در ۱۹۱۴، ۱۹۲۹، ۱۹۴۱ بود، اما شرایط کنونی متفاوت است. بسیاری از کشورها نسبت به آنچه که قبلاً تجربه کرده بودند با شوک اقتصادی بسیار عمیق تری روبرو هستند. با ماندگاری این اوضاع زخمهای اقتصادی عمیقتر میشوند و بهبودی کندتر. آنچه فکر میکردیم از اقتصاد و امور مالی میدانیم به شدت آشفته شده است. از شوک مالی ۲۰۰۸ بحثهای بسیاری درباره لزوم حساب کردن عدم قطعیتهای اساسی مطرح شده اکنون میدانیم که عدم قطعیت واقعاً چیست. اگر واکنش مشاغل و خانوارها دفع خطر و جهش به سمت ایمنی باشد، این امر نیروهای رکود را پیچیدهتر میکند. اگر پاسخ عمومی به بدهیهای انباشته شده از بحران ریاضت اقتصادی باشد، این امر اوضاع را بدتر میکند. عاقلانهتر این است که در عوض خواستار یک دولت فعالتر و روشنگراتر برای رهبری راه برون رفت از بحران کنونی باشید، اما سؤال این است که این اقدام چه شکلی خواهد گرفت و نیروهای سیاسی چگونه آن را کنترل خواهند کرد.
*شغلهایی که باز نمیگردند
لورا داندره تایسون: عالمگیر و بهبودی پس از آن باعث تسریع روند دیجیتالی شدن و اتوماسیون مداوم کار میشود؛ روندهایی که ضمن افزایش مشاغل با مهارت بالا در طی دو دهه گذشته باعث از بین رفتن شغلهای کم مهارت و به رکود دستمزدهای متوسط و افزایش نابرابری درآمدی میانجامد. شغلهای با درآمد پایین، کم مهارت، بهخصوص مشاغل بنگاههای کوچک حتی با بهبودی اوضاع برنخواهند گشت. تغییر در تقاضا که بسیاری از آنها با جابهجایی اقتصادی انجام شده بهواسطه این بیماری تسریع یافته و ترکیب آینده تولید ناخالص داخلی را تغییر میدهند. سهم خدمات در اقتصاد همچنان رو به افزایش خواهد بود، اما سهم خدمات حضوری در خرده فروشی، مسافرت، آموزش، مراقبتهای بهداشتی و دولتی کاهش مییابد، زیرا دیجیتالیسم در نحوه سازماندهی و ارائه این خدمات تغییراتی ایجاد میکند. رکود باعث تسریع در رشد اشتغال غیر استاندارد و کوتاه مدت، کارگران پاره وقت و کارگران با کارفرمایان متعدد شده که در نتیجه سیستمهای جدید مزایا انتقالپذیر و دستی میشود که با کارگران حرکت میکند و تعریف کارفرما را گستردهتر میکند. برنامههای آموزشی کم هزینه دیجیتالی برای مهارت سازی مشاغل جدید لازم است، وابستگی ناگهانی افراد زیادی به توانایی کار از راه دور، ضرورت گسترش زیرساختها و پهنای باند برای تسریع در دیجیتالی شدن فعالیتهای اقتصادی را یادآوری میکند.
*جهانی سازی حول محور چین
کیشور محبوبانی: این عالمگیری به تغییری آغاز شده بر مبنای دوری از جهانی شدن آمریکا محور و نزدیکی به جهانی شدن چین محور شتاب میدهد، اما پرسش این است چرا این روند ادامه خواهد یافت؟ برعکس چین اعتماد آمریکا به جهانی سازی و تجارت بینالمللی از بین رفته است. اگر به دلایل تاریخی رجوع کنیم، رهبران چینی اکنون به خوبی میدانند که عصر تحقیر چین از ۱۸۴۲ تا ۱۹۴۹ نتیجه خودبرتر پنداری و تلاش بیهوده رهبران این کشور برای بریدن از این جهان بود. در عوض چند دهه گذشته تجدید حیات اقتصادی نتیجه پیوند جهانی بود. مردم چین همچنین تجربه اعتماد و اعتقاد عظیم فرهنگی را دارند و بر این باورند که توانایی رقابت در هر مکان و عرصهای را دارند. از این رو ایالات متحده دو گزینه دارد. اگر هدف اصلی آن حفظ برتری جهانی باشد مجبور است با چین در حوزه ژئوپلتیک برد-باخت، چه از نظر سیاسی وچه اقتصادی رقابت کند و اگر هدف بهبود رفاه مردم آمریکا است با وضعیت اجتماعی که رو به وخامت گذاشته باید با چین همکاری کند؛ هر چند امکان موفقیت این همکاری پایین است.
@ganji_akbar
https://foreignpolicy.com/2020/04/15/how-the-economy-will-look-after-the-coronavirus-pandemic/