آیا ایران خود را از مخمصه ترامپ نجات میدهد؟
محمد آیتاللهی طباطبایی، دانشگاه هاروارد
منبع: فارن افرز
محمد آیتاللهی طباطبایی پژوهشگر مدرسه کندی دانشگاه هاروارد، دانشیار امور بینالملل در مدرسه حکمرانی و خدمات عمومی بوش در دانشگاه تگزاس A&M، و پژوهشگر مؤسسه سیاستگذاری بیکر در دانشگاه رایس است. او نویسنده کتاب حکومت دینی: سیاست اسلام در ایران است.
در یک سال گذشته، ایران با مجموعهای از شکستها روبهرو شده است. حماس و حزبالله، متحدان منطقهای دیرینه تهران، از سوی اسرائیل تضعیف شدهاند. دولت بشار اسد در سوریه بهطور ناگهانی و با شکوهی ویرانگر فروپاشید. بازگشت دونالد ترامپ به ریاستجمهوری آمریکا نیز نشانهای از احیای سیاست «فشار حداکثری» است که از سال ۲۰۱۸ اقتصاد ایران را زمینگیر کرده بود. این چالشهای پیشرو بسیاری از مقامات و تحلیلگران آمریکایی را به این نتیجه رسانده که جمهوری اسلامی با یک شکست استراتژیک مواجه است. ریچارد هاس، در مقالهای در فارن افرز در ژانویه نوشت: «ایران ضعیفتر و آسیبپذیرتر از هر زمان دیگری در دهههای اخیر است، شاید از زمان جنگ ایران و عراق یا حتی انقلاب ۱۹۷۹.» بر اساس این دیدگاه، اکنون زمان مناسبی برای هدف قرار دادن تأسیسات هستهای ایران یا گرفتن امتیازات اساسی در یک توافق جدید هستهای فراهم شده است.
با این حال، جمهوری اسلامی این برداشت که اکنون بیش از هر زمان دیگری در برابر فشار آمریکا یا حمله اسرائیل آسیبپذیر است را قبول ندارد. از نگاه تهران، این چالشهای خارجی، موانعی موقتی هستند نه نشانهای از شکست. ایران معتقد است که حماس و حزبالله، با وجود ضربات سختی که متحمل شدند، در درگیری نامتقارن خود علیه اسرائیل برنده شدهاند. آنها بهعنوان گروههای چریکی در برابر یک ارتش متعارف قدرتمند مورد حمایت آمریکا، زنده ماندهاند. حماس همچنان بخشی از حمایت فلسطینیان را حفظ کرده و حزبالله همچنان از پشتیبانی شیعیان لبنان برخوردار است. در یمن، حوثیهای همپیمان ایران با حمله به اسرائیل و ایجاد اختلال در کشتیرانی دریای سرخ، نقش خود را بهعنوان یک حامی سرسخت فلسطینیان و عضوی کلیدی در «محور مقاومت» تثبیت کردهاند.
بااینحال، ایران میداند که شبکه متحدانش امروز به اندازه قبل از حمله ۷ اکتبر حماس قدرتمند نیست. سقوط ناگهانی و غافلگیرکننده اسد نیز تهران را بهشدت نگران کرده است. در نتیجه، ایران برای تقویت حمایت داخلی، امتیازات محدودی به جمعیتی که از حاکمیت استبدادی و دینی خسته شده است، اعطا کرده است. رژیم اجرای سختگیرانه قانون حجاب اجباری برای زنان را کاهش داده و محدودیتهای برخی از شبکههای اجتماعی را سبکتر کرده است، بهطوری که مباحث انتقادی در مورد سیاستهای دولت افزایش یافتهاند. با این اقدامات، جمهوری اسلامی امیدوار است خطر ناآرامیهای داخلی را کاهش داده و اعتماد عمومی را جلب کند.
هشداری از دمشق
اسرائیل ممکن است پیروزی نظامی خود بر حماس و حزبالله را جشن بگیرد، اما ایران نگرانی چندانی در مورد این دو سازمان ندارد. با وجود تلفات سنگین، تهران انتظار دارد که حماس و حزبالله خود را بازسازی کنند، چراکه از حمایتهای مردمی و تنفر از اسرائیل تغذیه میشوند. حتی مرگ احتمالی رهبران این گروهها، یعنی یحیی سنوار و حسن نصرالله، میتواند پایبندی ایدئولوژیک آنها را تقویت کرده و برای سالها در ذهن هوادارانشان باقی بماند.
اما سقوط اسد ضربهای بود که ایران بهراحتی نمیتواند از آن عبور کند. هرچند نارضایتی عمومی از او آشکار بود، اما فروپاشی ناگهانی ارتش سوریه حتی رهبران ایران را که حامی اصلی او بودند، غافلگیر کرد. وزیر خارجه ایران، عباس عراقچی، گفت که دستگاه اطلاعاتی جمهوری اسلامی «بهخوبی» از تهدیدات امنیتی علیه اسد آگاه بود، اما از ناتوانی کامل ارتش سوریه در مقابله با نیروهای شورشی شگفتزده شد. مقامات ایرانی بخشی از این فروپاشی را به «جنگ روانی» نیروهای خارجی، از جمله اسرائیل، ترکیه و آمریکا نسبت میدهند. اما عراقچی همچنین عدم توجه اسد به افکار عمومی را نیز یکی از دلایل این فروپاشی دانست. او تأکید کرد که تهران همواره به اسد توصیه کرده بود که روحیه ارتش را تقویت کند و بیشتر با مردم تعامل داشته باشد، زیرا «آنچه در نهایت یک حکومت را حفظ میکند، مردم آن هستند.» اما اسد این توصیه را نادیده گرفت.
سامان دادن به اوضاع داخلی
دولت ایران امیدوار است که با اجرای اصلاحات محدود اجتماعی، فضایی برای بحث و گفتوگوی ملی در مورد مسائل کلیدی سیاست خارجی، مانند بنبست هستهای، ایجاد کند—بحثی که میتواند منجر به وحدت ملی شود. اجماع میان نخبگان این است که چنین گفتوگویی موقعیت دولت را در مذاکرات برای دستیابی به توافقی با آمریکا تقویت میکند—توافقی که ممکن است نگرانیهای واشنگتن در مورد تسلیحات هستهای ایران را کاهش دهد، اما غنیسازی اورانیوم را متوقف نکند و محور مقاومت را تضعیف نکند.
به نظر مقامات ایرانی، ایجاد این وحدت بهویژه در مواجهه با واشنگتن ضروری است. دولت بایدن، برای مثال، تلاش کرد از خسارات اقتصادی ناشی از سیاست فشار حداکثری ترامپ استفاده کند تا توافقی «طولانیتر و بهتر» از برجام ۲۰۱۵ به دست آورد. اما ایران که از انسجام داخلی در برابر تهدید خارجی برخوردار بود، موضع سختتری در مذاکرات اتخاذ کرد. اکنون، دولت ترامپ معتقد است که ایران از زمان حمله ۷ اکتبر ضعیفتر شده است و احتمالاً گمان میکند که میتواند توافقی بهمراتب مطلوبتر از واشنگتن بگیرد. اگر نتواند، ترامپ تهدید کرده است که از گزینه نظامی استفاده خواهد کرد. او ادعا کرده است که به رهبر ایران پیامی فرستاده که «دو راه برای برخورد با ایران وجود دارد: نظامی، یا توافق.»
تهران مصمم است که از تقسیمات داخلی جلوگیری کند و اجازه ندهد که این شکافها توانایی کشور را در مقاومت در برابر فشارهای خارجی تضعیف کند. اصلاحات محدود اجتماعی و سیاسی، بخشی از یک استراتژی حسابشده است تا نارضایتی عمومی را پیش از تبدیلشدن به اعتراضات گسترده، مهار کند. اگر تاریخ راهنما باشد، این رویکرد ممکن است جمهوری اسلامی را قادر سازد تا هرگونه درگیری با آمریکا را نه بهعنوان جنگی برای بقای رژیم، بلکه بهعنوان مقاومت یک ملت مستقل در برابر اجبار خارجی جلوه دهد. اما این به معنای تغییر در استراتژی اساسی رژیم نیست. تهران، بهعبارت دیگر، قصد ندارد دههها مقاومت خود را کنار بگذارد.