مجله تخصصی مطالعات آمریکا

مقالات علمی پژوهشی و پایان نامه های روابط بین الملل و سیاست خارجی

مجله تخصصی مطالعات آمریکا

مقالات علمی پژوهشی و پایان نامه های روابط بین الملل و سیاست خارجی

مجله تخصصی مطالعات آمریکا

آخرین نظرات

مجلات علمی پژوهشی

دکتر کابک خبیری؛ منوچهر محمدی

توافق­های چند جانبه در بین کشورهای دنیا در ارتباط با مسائل چالش برانگیز معمولا راه گشای نقش آفرینی طرفین در تحولات پس از چنین توافقاتی است. برنامه جامع اقدام مشترک، حکم چنین ابزاری را برای ایران داشت تا در دوره­ای که سعی می­شد ایران با طرح تلاش برای ساخت تسلیحات هسته­ای به انزوا برده شود، با این توافق به بازیگری موثر در چانه­زنی بین­المللی تبدیل شد. برجام حاصل بیش از یک دهه تنش و مذاکرات بی­نتیجه با طرف­های غربی بود. ایران در فضای پسا برجام به­طور رسمی وارد باشگاه اقتصاد و سیاست جهانی و منطقه­ای شد. این مقاله درصدد پاسخ به این سوال است که تعامل ایران با جامعه جهانی در فضای پس از برجام چه  ﺗﺄثیری بر نقش آفرینی این کشور در غرب آسیا و جهان گذاشته است؟ این مقاله این فرضیه را بررسی می­کند که ایران در فضای پس از برجام از جایگاه کنترل شده قبلی خارج و به صورت یک بازیگر فعال در مدیریت بحران های منطقه ای ایفای نقش نموده و این امر باعث تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر عربستان و ترکیه گردیده است. متن کامل مقاله



کلیدواژه ها
برجام؛ بحران هسته ای؛ موزانه قدرت؛ غرب آسیا؛ ایران
عنوان مقاله [English]
Joint comprehensive plan of action impact on Iran state in Equations of west Asia
نویسندگان [English]
Kabak Khabiri, Manouchehr Mohammadi
چکیده [English]
Multilateral agreements among countries in relation to the challenges usually open the door to the parties involved in the development of such agreements. Joint comprehensive plan of action is a tool for Iran to become effective players in international bargaining. In the period of era that was trying to isolated Iran Under the pretext of trying to acquire nuclear weapons. JCPOA was the result of over a decade of challenge and fruitless negotiations with Western parties. Iran has officially entered to the economic and political clubs of the global and regional environment after Joint comprehensive Plan of Action. This Thesis seeks to answer the question of Iran's engagement with the international community in the post- JCPOA what have impacted on the country's role in West Asia and the world? This Thesis examines the hypothesis with library and documentary method that Iran after the JCPOA was exited from Controlled previous position and become an active player in regional crisis management and this alters the balance of power in the region has been to the detriment of Saudi Arabia and Turkey.
کلیدواژه ها [English]
JCPOA, Nuclear Crisis, Balancing Power, West Asia, Iran

اصل مقاله

ﺗﺄثیر برجام بر جایگاه ایران در معادلات غرب آسیا

کابک خبیری[1]

استادیار علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

منوچهر محمدی

دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین الملل، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

(تاریخ دریافت 30/1/96- تاریخ تصویب 20/2/96)

 

چکیده

توافق­های چند جانبه در بین کشورهای دنیا در ارتباط با مسائل چالش برانگیز معمولا راه گشای نقش آفرینی طرفین در تحولات پس از چنین توافقاتی است. برنامه جامع اقدام مشترک، حکم چنین ابزاری را برای ایران داشت تا در دوره­ای که سعی می­شد ایران با طرح تلاش برای ساخت تسلیحات هسته­ای به انزوا برده شود، با این توافق به بازیگری موثر در چانه­زنی بین­المللی تبدیل شد. برجام حاصل بیش از یک دهه تنش و مذاکرات بی­نتیجه با طرف­های غربی بود. ایران در فضای پسا برجام به­طور رسمی وارد باشگاه اقتصاد و سیاست جهانی و منطقه­ای شد. این مقاله درصدد پاسخ به این سوال است که تعامل ایران با جامعه جهانی در فضای پس از برجام چه  ﺗﺄثیری بر نقش آفرینی این کشور در غرب آسیا و جهان گذاشته است؟ این مقاله این فرضیه را بررسی می­کند که ایران در فضای پس از برجام از جایگاه کنترل شده قبلی خارج و به صورت یک بازیگر فعال در مدیریت بحران های منطقه ای ایفای نقش نموده و این امر باعث تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر عربستان و ترکیه گردیده است.

 

واژه­های کلیدی: برجام، بحران هسته ای، موزانه قدرت، غرب آسیا، ایران.

 

 

 

1. مقدمه

تبدیل هر موضوعی در عرصه سیاست به تنشی سیاسی، آن را تبدیل به بحرانی فرسایشی در نظام بین الملل می کند. چرا که عرصه سیاست عرصه کشمکش بین بازیگران مختلف است و تداوم بحران گاهی در راستای منافع گروهی از بازیگران نظام است. با پیروزی انقلاب اسلامی، غرب همواره به دنبال طرح مسائل گوناگونی در ضدیت با نظام نوپای ایران بوده است. بزرگ جلوه دادن صدرو انقلاب برای کشورهای منطقه و تحمیل جنگ هشت ساله بر ایران، اعمال تحریم­های اقتصادی، اتهام زنی به ایران در ارتباط با نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم و در نهایت ترسیم برنامه هسته ای ایران به عنوان تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته­ای همه در راستای تقابل با این انقلاب بوده است. بیش از دو دهه پرونده هسته­ای ایران عرصه وزن کشی منافع بازیگران سیاسی گوناگون در سطح منطقه و جهان بوده است که هیچ منفعتی برای خود ایران در این تعاملات وجود نداشت. اگر چه ایران به توسعه فنی و علمی برنامه هسته­ای خود مجدانه پرداخت.

رژیم تحریم­ها و مذاکرات نفس­گیر و بی نتیجه حاصلی جز افزایش مداوم انواع تحریم­ها و پیوستن کشورهای دیگر به آن ها ضد ایران نداشت. در نتیجه این چالش، تمام منافع منطقه­ای و جهانی ایران صرف تقابل آمریکا با این کشور می­شد که انزوا و فشار بر ایران را تشدید می­کرد. تشدید تحریم ها از سوی آمریکا جمهوری اسلامی ایران را در دو راهی سختی قرار داد. در این میان جمهوری اسلامی ایران رویکرد تعاملی با جامعه جهانی در پیش گرفت. این رویکرد که نشانه­هایش از اواخر دولت احمدی نژاد نمایان گردید به رویکرد اصلی دولت تدبیر و امید تبدیل شد. اتفاق مهمی که در دولت یازدهم در جهت حل و فصل چالش­های ایران با جامعه جهانی صورت گرفت ؛ بازگشت پرونده­های مهم از شواری عالی امنیت ملی به وزارت خارجه است . این امر توان عمل و مانور وزارت خارجه را برای ایجاد گشایش در روابط ایران با جهان خارج ارتقاء بخشید . بدین ترتیب با مدیریت تیم جدید ﻣﺴﺄله هسته­ای ایران خاتمه و طرفین به چهارچوبی برای ادامه همکاری در حوزه های فنی و اقتصادی دست یافتند.

با توجه به اهمیت این توافق نامه که برگ جدیدی در روابط ایران در سطح منطقه­ای و جهانی است، ابتدا لازم است به اهمیت برنامه هسته­ای ایران اشاره شود. پرداختن به این موضوع اهمیت برجام را بیشتر نشان خواهد داد. برجام خود معیاری برای تقسیم دوران قبل و پس از این توافق­نامه است. پرداختن به جایگاه ایران در معادلات منطقه­ای و جهانی قبل از برجام که بیشتر مخلوق چالش­هایی ناشی از فرسایشی شدن برنامه هسته­ای بود، اهمیت به نتیجه مثبت رساندن مذاکرات هسته­ای را نشان می­دهد. در نهایت به ﺗﺄثیر برجام بر جایگاه ایران در فضای پسا برجام در معادلات منطقه­ای و جهانی اشاره می­شود که خود شامل ﺗﺄثیرات این توافق نامه در ایجاد و تداوم این فضای جدید است. با توجه به ابعاد امنیتی گوناگون این موضوع، امنیت در مکتب کپنهاگ چهارچوب نظری این مقاله برگزیده شده است.

2. چهارچوب نظری: مکتب کپنهاگ

مکتب کپنهاگ بعد از جنگ سرد، زوایای دیگری از امنیت را که مورد غفلت قرار گرفته بود، برجسته کرد. موضوعات امنیتی را به محور نظامی و جنگ و صلح تقلیل نمی­دهد و از سوی دیگر مانند نظریه­های جدید (مانند نظریه­های انتقادی و پست مدرنیسم) فقط در پی انتقاد و چالش اندیشه­های قدیمی نمی­باشد. نظریه امنیتی ساختن که حاصل این مکتب است، به معنای خروج پدیده­ها از حوزه «سیاست عادی» یا «سیاست­های عمومی» و وارد کردن آن­ها به حوزه­ی امنیتی است (عبدالله خانی، 1385: 491). در چهارچوب این نظریه، امنیت، نه پدیده­ای عینی و مربوط به خارج، بلکه نتیجه­ی فرایند اجتماعی خاص می­باشد.

با رد عینی بودن مقوله­ی امنیت، نظریه­ی امنیتی ساختن امنیت را موضوعی «بیناذهنی[2]» و «خود مصداقی[3]» می‌داند. موضوع بیناذهنی به این مهم اشاره دارد که امنیت میان ارتباط بازیگر امنیتی ساز و مخاطب او ساخته می­شود. از نظر مکتب کپنهاگ، مفهوم امنیت تابع روش تفسیری است و معنی آن در کارکرد آن نهفته است و چیزی نیست که بتوان آن را از لحاظ تحلیلی یا فلسفی بر اساس آنچه که باید بهترین باشد، تعریف کرد (Balzacq, 2005: 176-8). نظریه­ی امنیتی ساختن، معتقد است که امنیتی ساختن هر پدیده شامل سه جزء است: بازیگر امنیتی ساز، پدیده­ی امنیتی و مخاطب. در این چهارچوب، موفقیت به دو عامل «زبانی – دستوری[4]» (داخلی) و «زمینه­ای – اجتماعی[5]» (خارجی) بستگی دارد (آدمی، 1391: 143). عامل دیگر در موفقیت امنیتی ساختن پرهیز از قرار دادن همه نوع اقدام گفتاری به عنوان پدیده­ی امنیتی است؛ بنابراین، باید موضوعاتی را امنیتی ساخت که قرار دادن آن در چهارچوب مفهوم «تهدیدات وجودی[6]» امکان پذیر باشد. بر این اساس، هر ﻣﺴﺄله­ای قابلیت امنیتی شدن را دارد به شرطی که بتوان آن را به نقطه­ای رساند که به عنوان تهدید وجودی پذیرفته گردد.

از نظر ویور، هر بخشی می­تواند در هر زمان مهم­ترین کانون نگرانی­ها ‌در مورد تهدیدات، آسیب­پذیری­ها و دفاع باشد. در چنین حالتی منطق امنیت را می­توان بدون از دست دادن خاص بودن مفهوم آن بسط داد. سازوکاری که این توسعه را می­پذیرد و امکان­پذیر می­سازد عبارتست از: شناخت امنیت با منطق تهدیدات وجودی و در نهایت،‌ ضرورت اضطرار. مکتب کپنهاگ، امنیتی شدن موفق را در سه عامل خلاصه می­نماید؛ اول، انطباق پدیده با تهدید وجودی؛ دوم،‌ ضرورت اقدام اضطراری در خصوص برخورد با آن پدیده و به بیان دیگر، فوریت داشتن مواجهه با آن پدیده و در نهایت، ﺗﺄثیر بر روابط میان واحدها (Waver,1995: 29-51).

از نظر مکتب کپنهاگ هر کسی می­تواند هر پدیده­ای را امنیتی کند. این نگرش خود مولد هرج و مرج است. امکان پایان­ نیافتن وضعیت امنیتی شده یک پدیده همواره وجود دارد. زیرا بازیگران امنیتی­ساز متفاوت با جایگاه­ها و موقعیت­های متفاوت، دارای علایق، منافع و ارزش­های متفاوت بوده و از این رو ناامنی بر اثر امنیتی ساختن­های خودخواهانه همواره تهدیدی جدی برای منافع می­باشد (بوزان،1390: 84).

در این راستا، ایران با نظام سیاسی خود همواره از چالش­گران نظام مبتنی بر دموکراسی آمریکایی بوده است که با واکنش­های شدید آمریکا مواجه شده است، از جمله تلاش برای تبدیل کردن ایران به یک موضوع امنیتی می­باشد که برخورد فوری و سریع می­طلبد. ارجاع پرونده هسته­ای از آژانس انرژی هسته­ای به شورای امنیت موفقیت این کشور برای امنیتی­کردن ایران بود که منجر به تشدید تحریم­ها شد. این اقدام حاکی از این است که آمریکا توانسته است که دیگر دولت­های ﺗﺄثیر­گذار در مناسبات بین­المللی را قانع کند فعالیت­های ایران تهدیدزا است، نه از این جهت که فعالیت­های هسته­ای ایران واقعاً واجد تهدید باشد، بلکه از این جهت که امریکا آن را اینگونه برای دیگر دولت­ها بازنمایی کرده است؛ بنابراین اجماعی به رهبری آمریکا بر ضد ایران شکل گرفت.

در اثر فرایند امنیتی کردن ایران، دیگر صرفاً آمریکا نیست که تلاش می­کند ایران را برای جهانیان تهدید جلوه دهد، بلکه سایر دولت­ها نیز تهدید بودن ایران را بر زبان می­آورند و دولت­هایی مانند؛ روسیه و چین با رأی مثبت به قطعنامه­های شورای امنیت بر ادعای آمریکا صحه می­گذارند. هر اندازه آمریکا در بین­المللی کردن فعالیت­های هسته‌ای ایران و امنیتی کردن آن موفق بشود به همان اندازه این کشور قادر است دیگر دولت­ها را در جهت اعمال فشار به ایران با خود همراه سازد و از این طریق به اقدامات خود مشروعیت بیشتری ببخشد. این فرایند امنیتی کردن تدریجی در صورت تداوم می­تواند به نتایج خطرناکی منجر شود؛ بنابراین ضروری بود مقامات ایران با تمام توان سیاست غیر امنیتی کردن خود را دنبال کنند. برجام حاصل این سیاست بود.

3. اهمیت برنامه هستهای برای ایران

دستیابی به فناوری پشرفته و سطح بالا برای تسهیل زندگی حق هر مردمی است. تکنولوژی هسته­ای، اگرچه امروزه با انحراف در مسیر پیشرفت خود توسط برخی کشورها به ابزاری برای تولید سلاح­های مرگبار تبدیل شده، اما توان تولید پاک­ترین نوع انرژی جهان را دارد. انرژی حاصل از شکافت هسته­ای یک قرص سوخت 12 گرمی با غنای 3/5 درصد، معادل انرژی حاصل ازسوختن یک تن زغال سنگ، یا 2/5 تن چوب و یا 476 مترمکعب گازطبیعی است، از این رو میل به دستیابی به این توان ناگزیر است. پیش از پرداختن به اهمیت این فناوری برای ایران لازم است به تاریخچه برنامه هسته ای ایران اشاره شود.

3.1. برنامه هسته­ای قبل از انقلاب

دستیابی به توانمندی هسته­ای در تاریخ چند دهه اخیر موضوعی بوده است که هم در دوره رژیم پهلوی و هم پس از انقلاب مورد توجه کشور بوده است. در واقع تاریخچه گام­برداشتن برای رسیدن به این فناوری نیز در دوران پهلوی دوم و با حمایت کشورهای غربی آغاز شد. ایران برنامه هسته­ای خود را از اواسط دهه 1960 در زمان پهلوی با حمایت امریکا آغاز کرد. در 1967آمریکا برای تأسیس مرکز تحقیقات هسته­ای تهران یک راکتور هسته­ای تحقیقاتی 5 مگاواتی برای ایران فراهم کرد. منطق ایران برای آغاز توان هسته­ای براساس مطالعه دانشگاه استانفورد در سال1972 بود که «ساخت نیروگاه های هسته ای با توان تولید 20000 مگاوات با استفاده از انرژی هسته­ای را توصیه می­کرد» (Howard, 2004). در نتیجه آمریکا ایران را به توسعه بخش انرژی غیر نفتی خود سوق داد و اعلام کرد که ایران برای بدست آوردن ظرفیت الکتریکی که موسسه تحقیقاتی دانشگاه استانفورد اعلام کرده بود، نیازمند رآکتورهای هسته­ای است.

جایگاه ایران در آن برهه که در واقع نیابت حضور آمریکا در خلیج فارس را با عنوان ژاندارم منطقه یدک می­کشید اقتضا می­کرد این کشور از هر لحاظ در جایگاه برتر قدرت منطقه­ای باشد، چه بسا بعدها نیز برژینسکی و برخی دیگر از سیاستمداران آمریکایی اعتراف کرده بودند که آمریکا قصد تجهیز شاه به تسلیحات هسته­ای را نیز داشته است. از این رو با حمایت آمریکا، فرانسه و آلمان شاه، یک برنامه هسته­ای را برای ساخت 23 راکتور هسته­ای آغاز کرد که قرار بود درسال 1990 به بهره­برداری برسند. سه کشور حمایت­کننده نیز قراردادهایی برای تربیت دانشمندان هسته­ای ایران به انجام رساندند (غریب آبادی، 1386: 151). بخش اصلی این برنامه هسته­ای شامل ساخت نیروگاه هسته­ای بوشهر در ساحل جنوبی ایران بود.

در سال 1974 سازمان انرژی اتمی ایران تأسیس و «اکبر اعتماد» به ریاست آن منصوب گردید. همچنین مرکز اتمی دانشگاه تهران نیز تحت نظر آن قرار گرفت. متعاقب تأسیس این سازمان، دولت وقت، سرمایه گذاری وسیعی را در جهت رشد سریع علوم و فنون هسته­ای انجام داد. بنابراین ایجاد 23 نیروگاه اتمی با ظرفیت حدود 23000 مگاوات، هدف اصلی و اساسی دولت وقت در این دهه بوده است (توکل پور کو خدان ، 1388: 116). فعالیت های هسته­ای ایران در پیش از انقلاب با حمایت غرب با دو رویکرد کوتاه مدت و بلند مدت یعنی تولید برق هسته­ای و دستیابی به چرخه کامل سوخت دنبال می­شد. جذابیت­های اقتصادی نیروگاه اتمی ایران برای کشورهای صنعتی گاه تا اندازه ای بود که حتی نگرانی­های راهبردی ناشی از گسترش سلاح­های هسته­ای به حاشیه رانده شده بود؛ با این حال وقوع انقلاب اسلامی، آنقدر پر اهمیت بود که نگرش غرب به برنامه هسته­ای ایران را به طورکامل دگرگون کرد.

 3.2. برنامه هسته­ای پس از وقوع انقلاب اسلامی

فعالیت­های هسته­ای ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون به تناسب اوضاع و شرایط حاکم، فراز و نشیب­هایی را پشت سرگذاشته است. مرحله اول برنامه هسته­ای، دوره رکود بود. آلمان­ها از تکمیل پروژه بوشهر کنار کشیدند و راکتورهای نیمه تمام براثر6 حمله جداگانه عراق بین سال­های 1984 تا 1987 به شدت صدمه دیدند. مرحله دوم، که مرحله آغاز برنامه هسته­ای بود، ایران، ابتدا سعی کرد نظر آلمانی­ها را برای شروع فعایت هسته‌ای جلب کند. با این حال، تا یک سال بعد از خاتمه جنگ در سال 1368 نه تنها کار نیروگاه بوشهر آغاز نشد، بلکه آلمانی­ها از ادامه همکاری با ایران انصراف دادند. در نتیجه ایران به روسیه روی آورد و در سال 1373 طی قرار دادی به ارزش 700 میلیون دلار، تکمیل واحد اول نیروگاه بوشهر را به روس­ها واگذار کرد. این قرارداد در اواخر ژانویه 1996 میان سازمان انرژی اتمی ایران و شرکت «اتم استروی اکسپورت» روسیه جنبه اجرایی پیدا کرد (Islam, 2010: 6).

مرحله سوم برنامه هسته­ای پس از انقلاب را باید خیزش و به عبارتی چالشی شدن این برنامه دانست. در سال 2000 میلادی سازمان منافقین ایران، شواهدی را ارائه کرد که دو کارخانه هسته­ای بی آنکه به سازمان بین­المللی انرژی هسته­ای اعلام شوند، تأسیس شده­اند. آنها مدعی بودند که تأسیسات غنی­سازی اورانیوم نطنز و کارخانه تولید آب سنگین اراک بخشی از برنامه سری سلاح هسته­ای است (قاسمی،67:1387). از این رو کشورهای غربی و در رأس آن، آمریکا برنامه هسته­ای را تبدیل به چالشی ضد ایران کردند.

جورج بوش در ژانویه­ی 2002 در نشست مشترک اعضای کنگره و سنای آمریکا از کشورهای عراق، کره شمالی و ایران به عنوان محور شرارت یاد کرد، که با سلاح­های غیر متعارف خود امنیت بین­المللی را تهدید می­کنند. رئیس جمهور وقت ایران ( سید محمد خاتمی) در بهمن ماه 1381 تصمیم ایران مبنی بر دست­یابی به فناوری غنی­سازی اورانیوم اعلام کرد. تداوم فشارها از سوی آمریکا که کشورهای غربی دیگر را نیز در کنار خود داشت، ایران را مجبور کرد قرار­داد الحاقی را بپذیرد (رسولی­ثانی­آبادی، 1390: 145). دولت ایران پس از مذاکرات با وزرای سه کشور انگلیس، آلمان و فرانسه اعلام کرد که، پروتکل الحاقی را پذیرفته و برنامه­های غنی­سازی اورانیوم به حالت تعلیق درآورده است.

با روی کارآمدن دولت نهم و دهم، ایران اقدام به فک پلمپ کرد و بار دیگر تنش­ها بر سر برنامه هسته­ای بالا گرفت که نتیجه آن تشدید تحریم­ها، ضد ایران بود. حال، با این همه فراز و فرود یک موضوع، اساساً برنامه هسته­ای چه اهمیتی برای ایران دارد؟

3.3. جایگاه فناوری هسته­ای در قدرت ایران

فناوری هسته­ای در دنیای کنونی، هم جنبه نظامی و هم غیر نظامی به خود یافته است. اکنون حدود نه کشور در دنیا دارای تسلیحات هسته­ای هستند که در مجموع بیش از 16 هزار کلاهک هسته­ای در انبارهای نظامی خود ذخیره دارند. با این حال چنان­که رهبری انقلاب طی فتوایی حرمت تولید این سلاح را اعلام کردند، برای ایران استفاده­های غیر نظامی این فناوری مهم بوده است. اکنون در بین همه کشورهای پیشرفته توجه به انرژی پاک در صدر سیاست­های انرژی قرار گرفته است. به گونه­ای که بین دارندگان این تکنولوژی با کشورهای فاقد آن یک شکاف بزرگ علمی وجود دارد که از آن به عنوان باشگاه انحصاری دارندگان چرخه هسته­ای یاد می شود (نصری، 1386: 87).

یک بعد قدرت فناوری هسته­ای در تولید انرژی­های پاک را باید در عضویت ایران در پیمان­های زیست محیطی و به ویژه پیمان کیوتو یافت. اگرچه قدرت­های بزرگ دنیا خود خالق این پیمان بوده تا انتشار گازهای گلخانه­ای را به حداقل برسانند، اما نسبت به آن وفادار نبودند. یکی از مهم­ترین مزیت­های فناوری هسته­ای سازگاری آن با محیط زیست و به ویژه منع انتشار گازهای گلخانه­ای است (Rc.majlis.ir).

اهمیت دیگر استفاده از این تکنولوژی، به شرایط اقتصادی ایران باز می­گردد. از یک سو ایران در گروه اقتصادهای در حال رشد جهان قرار دارد که نیازمند دسترسی به انرژی­های ارزان و کم خطر است و از طرف دیگر استفاده از سوخت­های فسیلی ضمن بازدهی کم، بالا بردن هزینه­های تولید را به دنبال داشته است. وابسته بودن اقتصاد کشور به بازار انرژی فسیلی خود نوعی آسیب پذیری تلقی می­شود. نماد بارز این آسیب پذیری در تحریم­های اقتصادی که بر روی نفت و گاز اغلب تحمیل می­شود مشهود است. از سال 2002 به بعد رشد سریع اقتصاد جهانی در رشد قیمت سوخت­های فسیلی ﺗﺄثیر زیادی داشت و به همان میزان هزینه تولید این سوخت­ها را نیز افزایش داد. به گونه­ای که برای کشورهای تولید کننده این سوخت­ها مصرف بی رویه منابع طبیعی و افزایش وابستگی به اقتصاد جهانی را در پی داشت (احمدی، 1387: 12).

در همین راستا ما از سال­های دهه 1960 شاهد رشد استفاده از انرژی هسته­ای برای  تولید برق در جهان هستیم. نمودار زیر گویای این رشد است.

 

Source: http://www.areva.com

کشورهای پیشرفته صنعتی، بیشترین تعداد راکتور فعال در تولید انرژی برق را در جهان دارند. در بین 30 تولید­کننده برق هسته­ای، که اگر تعداد معدودی از کشورهای در حال توسعه­ای که از این تکنولوژی برای ساخت تسلیحات هسته­ای استفاده کرده اند (هند، کره شمالی و پاکستان) در جهان نادیده بگیریم، ایران، رتبه 29 را به خود اختصاص داده است و در عین حال، تنها کشور در حال توسعه­ای است که در بین کشورهای پیشرفته صنعتی برای تولید برق هسته­ای خودنمایی می­کند. نمودار زیر تولید کنندگان برق هسته­ای و جایگاه ایران در بین آنها را نشان می دهد.

 

              Source: http://euanmearns.com/global-nuclear-power-snapshot.

همانطور که نمودار 2 نشان می­دهد در بین کشورهای غرب آسیا تنها ایران، تولید کننده برق هسته­ای و در بین قدرت­های دارنده این فناوری است. از این رو دادن اهمیت بیش از حد به این فناوری، موضوعی بعید در دکترین امنیت ملی ما نیست. فشار کشورهای غربی در بازداشتن ایران در توسعه این فناوری خود حاکی از نقش این تکنولوژی در افزایش قدرت یک دولت در عرصه جهانی است. ضروری بود ضمن داشتن این فناوری، کشورهای متخاصم نیز آن را به رسمیت شناخته و این برنامه را بهانه اهداف سلطه طلبانه خود قرار ندهند. شرایطی که قبل از برجام وجود داشت.

4. ﺗﺄثیرات برنامه هسته­ای بر جایگاه ایران پیش از برجام

در این دوره، ایران با یک فشار سیستمیک از طرف قدرت‌های شکل­دهنده ساختار نظام بین‌الملل مواجه است و استفاده از تحریم، ابزار اصلی این فشارها بود. در اواسط دهه 1980 تحریم­های آمریکا با هدف اجبار ایران به توقف حمایت از تروریسم و کاهش نفوذ خاورمیانه­ای این کشور اعمال می­شد. از اواسط دهه1990 تحریم­ها روی متقاعد کردن ایران در محدود کردن برنامه هسته­ای خود و تضمین صلح­آمیز بودن آن متمرکز شده بود. از سال 2006 و به ویژه از 2010 به بعد کشورهای غربی و منطقه­ای در تعقیب همین هدف به تحریم­های آمریکا پیوستند (Katzman, 2016: 32).

تحریم­های شورای امنیت علیه ایران زمانی تصویب شد که ایران پس از مطرح شدن پرونده هسته­ای و مذاکرات و تعهدات مختلف به نتیجه قابل توجهی دست نیافت و به موضعی آفندی روی آورد و تعلیق ﺗﺄسیسات هسته­ای خود را فک پلمپ نمود. آژانس بین­المللی انرژی اتمی، پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع و این شورا در 9 مرداد 1385 قطعنامه 1696 را به تصویب رساند. این قطعنامه، مبنای حقوقی برای قطعنامه­های بعدی شورای امنیت را فراهم نمود. این شورا در 2 دی 1385 قطعنامه­ی 1737 را علیه جمهوری اسلامی ایران به تصویب رساند و دامنه فشارها بیشتر شد (fayazmanesh, 2008: 9).

قطعنامه 1747 و 1803 نیز بر پایه­ی قطعنامه­های گذشته، علیه ایران تصویب و افراد، ﺗﺄسیسات، ارگانها و شرکت­هایی را که به زعم زمامداران شورای امنیت مرتبط با برنامه هسته­ای ایران بودند را در فهرست تحریم­های خود قرار دادند. در نهایت، قطعنامه 1929 شورای امنیت، علیه ایران در شرایطی تصویب شد که ایران و ترکیه و برزیل(که به نوعی نمایندگی غربی­ها را برعهده داشتند) به توافقی در خصوص برنامه هسته­ای رسید و گشایشی در پرونده هسته­ای محسوب می­گردید، اما گویا خواستی مبنی بر بسته شدن این پرونده به صورت منطقی از سوی 5+1 وجود نداشت (Heeley, Sahay, 2013: 7).

تصویب این تحریم­ها، ایران را در عرصه منطقه­ای و جهانی به شدت دچار مضیقه کرد که در حوزه اقتصادی و مالی مشهودتر بود. غرب، برنامه هسته­ای ایران را خطری برای کشورهای خاورمیانه قلمداد کرد و کشورهای منطقه را نیز به این نگرش سوق داد. به گونه­ای که بازار فروش تسلیحات آمریکایی در میان کشورهای عرب خلیج فارس رونق بالایی گرفت. برای نمونه؛ امارات متحده به یکی از معترضین اصلی ضد برنامه هسته­ای ایران تبدیل شد و با برجسته شدن این برنامه، در خرید تسلیحاتش از آمریکا شاهد رشدی 5 درصدی بود. به گونه‌ای که تبدیل به بزرگترین خریدار تسلحیات از آمریکا در جهان شد (Zafar, 2012: 3).

در حوزه اقتصادی نیز این فشارها بر ایران بیش از پیش افزایش یافت. با افزایش تحریم­ها، ایران در دوره ریاست جمهوری احمدی­نژاد برای رهایی از آنها طرح دور زندن تحریم­ها با تمرکز بر همسایگان را در دستور کار قرار داد. امارات متحده عربی و به ویژه امارت دبی اولویت نخست ایران برای کاهش تحریم­ها بود. البته رابطه تجاری ایران با این دولت حتی قبل از تشدید تحریم­ها نیز گسترده بود. موضع امارات با وجود فشار تحریم­ها، کسب حداکثر سود اقتصادی و تقویت موقعیت تجاری خود حتی از راه همکاری با ایران بود و حتی در بیشتر زمان جنگ، صادرات امارات به ایران بیش از صادرات کل دیگر اعضای شورای همکاری خلیج فارس بود 2011: 5) (Jahani,.

با این حال در 2010 سفیر امارات با حمایت برخی دیگر از دولت­های عربی همچون عربستان در واشنگتن اظهار کرد که امارات بیشترین خطر را از سوی برنامه هسته­ای ایران احساس می­کند و آمریکا حتی با ابزار زور باید مانع توسعه این برنامه شود. یوسف ال اتیبیه[7]، جمهوری اسلامی ایران را تنها تهدید امارات در منطقه می­دانست. این دولت حتی انجام یک جنگ پیش دستانه از سوی آمریکا علیه ایران را کم هزینه­تر از زمانی دانست که ایران به سلاح هسته­ای مجهز شود (Sadjadpour, 2011: 17). در اردیبهشت 1385 اعضای شورای همکاری خلیج فارس در کویت پرونده هسته‌ای ایران را برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نگران­کننده خواندند، اما موضع برخی از این کشورها از جمله امارات این بود که این نگرانی نباید باعث استفاده از راه­های غیر صلح‌­آمیز برای حل آن شود.

در واقع امارات از جمله کشورهایی بود که ایران برای دور زدن تحریم­ها به آن توجه داشت. حتی کالاهای چینی باید نخست به دبی صادر و از آنجا در قالب صادارات مجدد به ایران فرستاده می­شد. حجم عظیمی از واردات ایران از امارات را کالاهای سرمایه­ای و واسطه­ای تشکیل می­دهند و این مسئله به اهمیت تجارت ایران و امارات می­افزاید. حدود 50% از کالاهای وارداتی ایران از امارات کالاهای سرمایه­ای، 25% کالاهای واسطه­ای و 25% دیگر به کالاهای مصرفی اختصاص دارد (Habibi, 2010: 5). تحریم­های اقتصادی، ایران را مجبور به تغییر شرکای تجاری خود کرده است. تغییر روابط تجاری از اروپا به روسیه، چین و امارات در این چهارچوب تحلیلی می­شود.

تشدید تحریم­ها، بزرگترین شریک تجاری منطقه­ای ایران در خلیج­فارس را نیز تحت فشار قدرت­های غربی قرار داد. به طور مثال؛ دبی، محلی برای واردات برخی از تجهیزات اساسی جهت غنی­سازی اورانیوم بوده و ایران از طریق این امارت اقدام به واردات آنها نموده است (البرادعی، 1392: 200). با افزایش تحریم­ها، حتی امارات نیز وادار شد به آنها بپیوندد. مطابق با قطعنامه 1929، بانک مرکزی امارات به بانک­های تحت کنترل خود دستور داد دارایی 41 شخص و نیز انتقال پول را به ﻣﺆسسات تحریم شده متوقف کنند، که در نتیجه معامله با ایران توسط برخی بانک­ها بر مبنای دلار و یورو به شدت دشوار شد. به دنبال اجرای این قطعنامه توسط امارات، اداره 40 شرکت ایرانی در امارات تعطیل شد (Jahani, (2011: 8. پس از تشدید تحریم­ها در سال 1389، آثار آن در روند واردات مشخص است. در این سال واردات ایران، هم از لحاظ وزنی و هم ارزشی کاهش داشته است.

در گزارش به رئیس کمیته‌ امنیت ملی و امور حکومتی ایالات ‌متحده آمریکا که در فوریه سال 2013 توسط سنای آمریکا منتشر شده است، پیرامون تحریم ایران نشان می­دهد که با افزایش تحریم­ها میزان تولید نفت ایران نیز کاهش یافت، در­حالی­که تولید نفت کشورهای همتراز ایران رشد داشته است. تولید نفت ایران در­حالی­که در 2010 حدود 2.800.000 بشکه در روز بود، تا 2012 به 2.400.00 در روز رسید. در همین بازه زمانی نرخ تورم ایران افزایش چشمگیری داشت. به گونه­ای که از 10 درصد به بالای 25 درصد در 2012 رسید. بر اساس این گزارش نرخ بیکاری در نتیجه تحریم­ها پیش­بینی می­شد نرخ بیکاری به بالای 18 درصد برسد. در حالی که این میزان در 2011 حدود 13 درصد بوده است (GAO, 2013).

با روی کار آمدن دولت روحانی، زمینه برای تداوم مذاکرات سازنده با طرف­های غربی فراهم شد که در نهایت به برنامه جامع اقدام مشترک یا برجام منتهی شد. برجام در واقع دوران جدیدی را برای ایران در عرصه منطقه­ای و جهانی فراهم کرد که به آن اشاره می­شود.

5­. ﺗﺄثیر برجام بر جایگاه ایران در معادلات غرب آسیا   

در ارتباط با اینکه برجام چه تغییراتی در دیدگاه­های ایران پدید آورده است، اغلب محققین غربی معتقدند، ایران همچنان به رفتارهای ستیزه­جویانه خود مانند قبل از برجام ادامه داده است. برخی از کارشناسان و تحلیل­گران بین­المللی بر این نظر هستند که برجام سبب هیچ­گونه تغییری در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نشده و هرچند آهنگ و لحن سیاست خارجی ایران پس از برجام تغییر کرده است ولی هرچقدر سیاست خارجی ایران در پسا برجام تغییر می­کند، بیشتر شبیه پیش از برجام به نظر می رسد (Sick, 2016: 4).

کاتزمن نیز معتقد است پس از برجام هیچ علامتی از تغییر در سیاست خارجی ایران دیده نمی­شود. رویکرد ایران در منطقه مانند گذشته است. تداوم حمایت از بشار اسد، آزمایش موشک­های بالستیک، خرید سامانه­های جدید دفاعی از روسیه، تبدیل ایران به بازیگر چالش ­برانگیز منطقه­ای، تلاش ایران برای دستیابی به  فناوری­های مدرن موشکی و تحویل آن به متحدان منطقه­ای­اش­، فعال­تر شدن گشت ­زنی نیروی دریایی ایران و انجام اقدامات تهدیدآمیز در خلیج فارس از جمله اقدامات ایران در فضای پس از برجام است که نشان از تداوم روند گذشته سیاست خارجی ایران دارد. ایران می­تواند از منابع مالی خود برای استخدام مبارزان شیعه مذهب کشورهای مسلمان برای حمایت از بشار اسد و حمایت از مخالفین بحرینی استفاده کرده و می­تواند به قطب انرژی و تجاری منطقه تبدیل شود؛ به گونه­ای که توان آمریکا را برای اعمال فشارهای اقتصادی در صورت عدم اجرای برجام تضعیف کند (Katzman, 2016: 8). گری سیک و سیما شاین نیز دیدگاهی مشابه کاتزمن دارند، البته این نظرات، برداشت غربی­ها است. برجام بر رفتار سیاست خارجی ایران در منطقه ﺗﺄثیراتی داشته است.

5.1. پیامدهایمنطقه­ایبرجامبرایسیاستخارجیایران

پیش از برجام نزدیک به یک دهه بخش قابل توجهی از توان دیپلماسی ایران درگیر ﻣﺴﺄله هسته­ای بود که با دستیابی به برجام، ایران از این ﻣﺴﺌﻠﻪ رهایی یافته و می­تواند نقش تعیین­کننده­تری در معادلات سیاسی و بین­المللی به ویژه در بحران­های منطقه­ای ایفا کند. برجام ﻣﺴﺄله هسته­ای ایران را از سیاست خارجی ایران حذف کرد. در واقع آنچه پس از برجام در سیاست خارجی ایران اتفاق افتاده این است که تمرکز دوازده سالة غرب بر فعالیت­های هسته­ای که در سیاست خارجی ایران انباشته شده و وقت و انرژی نخبگان فکری و ابزاری کشور را گرفته بود از هم پاشیده است (Irdiplomacy.ir).

از دیگر پیامدهای منطقه­ای برجام افزایش اهمیت ژئوپلیتیک ایران در غرب است؛ به نحوی که اجرای برجام، زمینه ایجاد ثبات در منطقه در راستای جلوگیری از رشد افراط گرایی و تروریسم و حل بحران­های منطقه­ای را فراهم می­کند. اروپا با چالش­های متعدد امنیتی از جمله موج حمله­های داعش و سیل مهاجران از منطقه غرب آسیا روبه رو است. همگرایی اتحادیه اروپایی در معرض خطر بوده که نمونه آن خروج انگلیس از این اتحادیه است. ایران می­تواند فرصتی برای اروپا تلقی شود. از این نظر که می تواند بازار انرژی این کشورها را از انحصار روس ها خارج کند.

ﺗﺄثیر مستقیم برجام بر افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه به حدی آشکار است که مخالفان منطقه­ای ایران از جمله عربستان سعودی و رقبای منطقه­ای نظیر ترکیه به مداخلات و ماجراجویی­های متقابل نظامی خویش در محیط پیرامونی افزوده­اند؛ ترجیح می­دهند که انزوای سیاسی و تحریم­های اقتصادی علیه جمهوری اسلامی ایران همچنان پابرجا باشد تا تحولات منطقه را در راستای منافع خویش مدیریت کنند. در واقع افزایش توان بازیگری ایران، ترکیه را واداشته است که بیش از گذشته درصدد احیای هلال اخوانی در برابر ایران برآید. از این روی این کشور حامی سرنگونی بشار اسد و بازگشت اخوانی­ها به عرصه قدرت در مصر است (Nytimes.com).

برجام پیامدهای عمیقی بر معادلات منطقه غرب آسیا به ویژه بر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس داشته است. ایران از طریق برجام توانسته است موازنه منطقه­ای را به نفع خودش بر هم زند. تولید و صادرات نفت ایران به حدود سه میلیون و ششصد هزار بشکه در روز در سال 2017 افزایش می­یابد. بانک جهانی برآورد کرده است که لغو تحریم­ها تولید ناخالص داخلی ایران را به حدود 1/5 درصد در سال 2016 و 2017 و 5/5 درصد در سال 2017 تا 2018 خواهد رساند. تزریق سرمایه­های بلوکه شده به اقتصاد ایران؛ این کشور را قادر می­سازد که توازن منطقه­ای را به نفع خودش تغییر دهد. در این شرایط ایران بر فراز رقایت­های ضعیف قرار می­گیرد (Katzman, 2016: 71).

اجرایی شدن برجام با همه ﺗﺄثیرهای مثبت اقتصادی و ژئوپلیتیک آن برای ایران نزد سعودی­ها بی تردید یک باخت در صحنه معادله­های منطقه­ای قلمداد می­شود و ازهمین رو عربستان توان نظامی خود را افزایش داده است. اخیراً در گزارش مؤسسه صلح اعلام شد که عربستان با حدود 80 میلیارد دلار خرید تسلیحاتی مقام سوم جهان پس از چین را دارا است. آمریکا بین مه 2015 تا مارس 2016 فروش تسلیحاتی به ارزش 33 میلیارد دلار را به متحدانش در شورای همکاری خلیج فارس تصویب کرده است. بر این اساس عربستان سعودی یک رقابت ایدئولوژیک فرقه­ای و ژئوپلیتیکی را بر اساس مدل حاصل جمع جبری صفر با ایران به راه انداخته است (Hsu, 2016: 5).

پیامد مثبت دیگر برجام، تقویت محور مقاومت است. با وجود اینکه در نتیجه تحولات پس از برجام بر روند قطبی شدن و پیچیدگی بیش از پیش معادلات استراتژیک منطقه افزوده شده، اما نه تنها دورنمای کلی آن حتی به حد قبل از توافق مبهم و تیره نیست، بلکه برای جمهوری اسلامی ایران بسیار روشنتر از گذشته است؛ زیرا در آن شرایط باید شاهد ضعف روزافزون و تدریجی موقعیت جمهوری اسلامی ایران به عنوان نقطه کانونی محور مقاومت و هم­پیمانان و در مقابل تقویت روزافزون رقبا و دشمنان آن ها در منطقه بودیم، در حالی که اکنون جایگاه و مسیر پیش روی ایران بهتر و هموارتر از گذشته است (میرحسینی، 1394: 12). از این رو عرصه منطقه­ای، شاهد روندی امنیت زدایانه نسبت به ایران خواهد بود، ﻣﺴﺄله­ای که دغدغه مکتب کپنهاگ نیز بود و در چهارچوب نظری بیان شد.

5­.2­. پیامدهای بین­المللی برجام برای ایران

مشروعیت بین­المللی برنامه هسته­ای ایران، نخستین پیامد برجام در سطح جهانی بود. لغو شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل و 13 قطعنامه آژانس بین­المللی انرژی اتمی و بسته شدن پرونده ابعاد نظامی احتمالی برنامه هسته­ای ایران در مهم­ترین نهاد بین­المللی ناظر بر فعالیت­های هسته­ای در جهان که با قطعنامه رسمی این نهاد در تاریخ 24 آذر تأیید شد، مهر تأییدی بر حقانیت و مشروعیت بین­المللی برنامه هسته­ای ایران و پایانی بر تصویرسازی­های نادرست از آن بود. برجام، خود نشانه این بود که ایران به عنوان یک قدرت اثرگذار در سطح بین­المللی پذیرفته شده است. در دوران جدید، ایران توانست به جهانیان بقبولاند که بازیگری مسئول و توانمند حتی بدون داشتن بمب اتمی و بدون نیاز به داشتن آن است و به همین دلیل بلافاصله پس از اجرای برجام، تهران به محل رفت وآمد هیئت­های تجاری و دیپلماتیک تبدیل شد (Barzegar, 2016, 43).

برجام در قالب مکتب کپنهاگ رویکردی از امنیتی­سازی به غیر امنیتی­سازی داشت و این یک نقطه مثبت است. امنیتی کردن دلالت بر این دارد که چه بسا ما از هر تهدید ساده­ای، یک تحلیل امنیتی بیرون آورده و بدین ترتیب، تهدیدات ساده را تا سطح ملی و تهدید امنیتی بالا ببریم. برای پرهیز از این آفت که خود به تضعیف امنیت ملی منجر شده و یک تهدید به حساب می­آید، لازم است معیار مشخصی برای تمیز تهدید امنیت ملی از غیر آن داشته باشیم. پس از وضع چنین معیارهایی است که می­توان تهدیدات امنیتی را از غیر آن جدا ساخت و بدین ترتیب به غیرامنیتی کردن مسائل و موضوعات غیراساسی مبادرت ورزید (بوزان، 1379: 29). در واقع برجام یک چنین معیاری بود که ﻣﺴﺄله هسته­ای را از دغدغه­ای امنیتی به موضوعی فنی تبدیل کرد.

مقامات آمریکایی تخمین زده­اند که پس از تحریم­های نفتی، ایران حدود 11 میلیارد دلار سرمایه­گذاری خارجی از دست داده است. هرچند ایران بالاترین اراده و بیشترین سعی را برای رسیدن به استقلال تکنولوژی در صنعت نفت داشته است؛ اما در زمینه توسعه میدانهای نفتی و گازی جدید و ساخت تأسیسات جدید نفتی به تکنولوژی خارجی که در اختیار شرکتهای بزرگ نفتی است، وابسته است (آجیلی، 1392: 69).

مجله معتبر Unctad stat ضمن ارائه مطالب مختلف در مورد ایران، به ارائه آمار در خصوص سرمایه­گذاری خارجی ایران اقدام می­نماید. به گزارش این نشریه، سرمایه­گذاری مستقیم خارجی در ایران پس از یک دوره رشد، در سه سال 2012، 2013 و 2014 در سراشیبی قرار داشت و به ترتیب با 4662، 3050 و 2105 میلیون دلار دچار افت شدید شده بود(Unctadstat.unctad.org). در چنین شرایطی، با شکل­گیری توافق برجام از جو امنیتی حاضر بر ایران کاسته شده و همین امر زمینه روانی سرمایه­گذاری مطمئن در ایران را فراهم خواهد کرد. از طرف دیگر، با لغو تحریم­ها و امکان مبادلات سیاسی و اقتصادی گوناگون، شرایط برای سرمایه­گذاری خارجی در بخش­های گوناگون، به ویژه در صنعت نفت و گاز مهیا خواهد شد.

پیرو فضای باز اقتصادی پس از برجام، قراردادهایی به ارزش حدود 30 میلیارد یورو با فرانسه امضا شد. شرکت­های ایتالیایی به ارزش 93 میلیارد و 444 میلیون دلار در حوزه انرژی، زیرساخت­ها، فولاد و کشتی­ سازی با ایران قرارداد امضاء کردند. مجموع این قراردادهای ثبت شده در دو کشور فرانسه و ایتالیا رقمی حدود 59 میلیارد دلار تخمین زده میشود (Isna.ir).

در واقع غیر امنیتی­سازی حاصل از برجام چشم­انداز این موارد را روشن کرده است؛ اقتصاد ایران عرصه رقابت برای سرمایه­گذاران خارجی را فراهم کرد. برجام تغییر در سیاست خارجی از رویکردی ایستا به فعال را ایجاد کرد و باعث شکوفایی صنعت توریسم با کنار رفتن چتر امنیتی سایه افکنده بر ایران خواهد شد. این توافقنامه همچنین همکاری هر چه بیشتر با نهادهای بین­المللی و تغییر در طرز تلقی از ایران را به دنبال دارد. نشانه­های این امور هم اکنون نیز مشهود است.

نتیجهگیری

به تعویق انداختن برنامه هسته­ای ایران، توجیه حضور در منطقه غرب آسیا، نا امن جلوه دادن منطقه به منظور فروش تسلیحات، تحمیل هزینه­های اقتصادی بر کشور ایران و جلوگیری از نفوذ هرچه بیشتر ایران در منطقه را می­توان به عنوان دلایل اصلی امنیتی­سازی پرونده هسته­ای ایران دانست. در واقع بازیگری ایالات متحده با اتهام زنی­های واهی به ایران و ارجاع پرونده هسته­ای به شورای امنیت و بسیج افکار عمومی، زمینه امنیتی سازی ایران را فراهم کرد. در این حال، ایران برای خروج از حالت امنیتی شده به عنوان بازیگری عقلانی روی به مذاکره می­آورد که در نهایت، این مذاکره در قالب برجام به بار می­نشیند و پرونده هسته­ای، روند غیرامنیتی­سازی را در پیش می­گیرد و با توجه به این مسائل، برجام را می­توان نشان­دهنده جایگاه پذیرفته شده ایران به عنوان یک بازیگر عقلانی در جامعه بین­الملل دانست. به طوری که برجام الزام دولت­های پیشرفته به همکاری با ایران در زمینه فعالیت­های هسته­ای را فراهم کرد.

امضای برجام نشان داد که دنیا نیز علیرغم کارشکنی‌های رژیم صهیونیستی و لابی‌های آن در اروپا و آمریکا و شیطنت ارتجاع منطقه، جایگاه والای ایران را پذیرفته است. دنیای غرب تنها به این بسنده نکرده که دایره تحریمها علیه کشورمان برداشته شود بلکه اکنون نگاه تازه و محترمانه، ارمغانی از سوی جهانیان برای ما صاحبان تمدن کهن است. سیاست خارجی ایران باید از ظرفیت ژئوپلتیک دوران پسا برجام و روابط متعادل با قدرت­های بزرگ برای رفع تنش­های منطقه­ای و پیشبرد رویکرد توسعه­ای و رونق اقتصادی استفاده کند.

 

 

 

منابع:

-       احمدی، بهزاد. (1387). برنامه هسته­ای در خاورمیانه. ترجمه مهسا ماه پیشانیان؛ چاپ سوم، تهران: ابرار معاصر.

-       البرادعی، محمد. (1392). عصرفریب؛ دیپلماسی اتمی در دوران خیانت. ترجمه فیروزه درشتی و شیما صفایی؛ چاپ اول، تهران: انتشارات ایران.

-       بوزان، باری، ویور. (1390). چهارچوبی تازه برای تحلیل امنیت. ترجمه علیرضا طیب؛ چاپ دوم، تهران: مطالعات راهبردی.

-       توکل پور کوخدان، محمد هادی. (1388). بررسی حقوقی ﻣﺴﺄله هسته­ای ایران. چاپ دوم، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

-       رسولی ثانی آبادی، الهام. (1390). هویت هسته‌ای در جمهوری اسلامی ایران. تهران: ابرار معاصر.

-       عبدالله خانی، علی. (1385). نظریه­های امنیت. تهران: ابرار معاصر.

-       غریب آبادی، کاظم. (1386). پرونده هسته­ای ایران به روایت اسناد. چاپ دوم، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه.

-       قاسمی، مهران. (1387). نیم قرن پرونده هسته­ای ایران. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

-       نصری، محسن. (1386). شکوه ملی در فناوری هسته­ای. تهران: حدیث راه عشق.

-       آجیلی، هادی. (1392). ﺗﺄثیر تحریم های بین المللی بر توسعه اقتصادی ایران. راهبرد توسعه. دوره نهم، شماره 36.

-       آدمی، علی، (1391). بحران بحرین و امنیت منطقه­ای جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه­ راهبرد. دوره 21، شماره 62.

-       رسولی ثانی­آبادی، الهام و سید محسن میرحسینی. (1394). «بررسی عوامل شکل‌دهنده به سیاست هسته‌ای دولت اعتدال بر اساس نظریه پیوستگی جیمز روزنا». فصلنامه راهبرد، شماره 74.

-       Fayazmanesh, Sasan, (2008). The United States and Iran: Sanctions, Wars and the Policy of Dual Containment. Abingdon: Rutledge. Taylor and Francis Group.

-       Waver, Ole, Securitization and Desecaritization, in: Ronnie D. Lipchitz, On Security, NY: Columbia University press.

-       Balzacq, Thierry, (2005), “Three Faces of Securitization: Political Agency, Audience and Context”. European Journal of International Relation, Vol. 11(2).

-       Athar, Zafar. (2013). “Iran’s Assertiveness on Disputed Islands Rattles UAE”, Available at:  http:// www . icwa.in.

-       Barzegar, Keyhan, (2016), “The Geopolitics of JCPOA”, Available at: http://www.iranreview.org.

-       Dubowitz, Mark. (2015), “Implications of a Nuclear Agreement with Iran”, http://webcache.googleusercontent.com.

-       GAO. (United States Government Accountability Office Report), (2013). “U.S. and International Sanctions Have Adversely Affected the Iranian Economy”, accessible at:  http://www.gao.gov.

-       Habibi, Nader. (2010). “The Impact of Sanctions Iran- GCC Economic Relations”, accessible at: http://www.brandeis.com.

-       Heeley, Laicie, Sahay. (2013), “Are Sanctions on Iran Working”, accessible at: http: //armscontrolcente r. org/assets/pdfs.

-       Howard, Roger. (2004), “Dealing with Iran's Nuclear Challenge”. accessible at: http://www.antiwar.com/orig/

-       Islam, Thowhidul. (2010), “Iran’s Nuclear Policy: Russia’s Perspective”.  accessible at: http://static.cejiss.org/data/uploaded

-       Jahani, Kosar. (2011), “Sanctioning Iran the View from the United Arab Emirates”, accessible at: http:// fletcher.tufts.edu.

-       Katzman, Kenneth. (2016), “Iran Sanctions”. Accessible at: https://www.amazon.com/Iran.

-       Sadjadpour, Karim. (2011), “The Battle of Dubai: The United Arab Emirates and the US- Iran Cold War”, accessible at:  http://www.carnegieEndowment.org/pubs.

-       http://euanmearns.com/global-nuclear-power-snapshot.

-       http://rc.majlis.ir/fa/law/show/97764.

-       http://unctadstat.unctad.org.

-       http://www.areva.com/EN/group-688.

-       http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1952802.

-       http://www.isna.ir/news/94110905391.

-       www.nytimes.com.

 

 



[1]  نویسنده مسئول                                                                     Email: khabiri1370@gmail.com

فصلنامه مطالعات روابط بین الملل، سال دهم، شماره 37، بهار 1396، صص. 83-104.

 

[2] Intersubjective

[3] Self-Referential

[4] Linguistic - Grammatical

[5] Contextual-Social

[6] Existential Threat

[7] Youssef al - Otaiba

مراجع

منابع:

-       احمدی، بهزاد. (1387). برنامه هسته­ای در خاورمیانه. ترجمه مهسا ماه پیشانیان؛ چاپ سوم، تهران: ابرار معاصر.

-       البرادعی، محمد. (1392). عصرفریب؛ دیپلماسی اتمی در دوران خیانت. ترجمه فیروزه درشتی و شیما صفایی؛ چاپ اول، تهران: انتشارات ایران.

-       بوزان، باری، ویور. (1390). چهارچوبی تازه برای تحلیل امنیت. ترجمه علیرضا طیب؛ چاپ دوم، تهران: مطالعات راهبردی.

-       توکل پور کوخدان، محمد هادی. (1388). بررسی حقوقی ﻣﺴﺄله هسته­ای ایران. چاپ دوم، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

-       رسولی ثانی آبادی، الهام. (1390). هویت هسته‌ای در جمهوری اسلامی ایران. تهران: ابرار معاصر.

-       عبدالله خانی، علی. (1385). نظریه­های امنیت. تهران: ابرار معاصر.

-       غریب آبادی، کاظم. (1386). پرونده هسته­ای ایران به روایت اسناد. چاپ دوم، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه.

-       قاسمی، مهران. (1387). نیم قرن پرونده هسته­ای ایران. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

-       نصری، محسن. (1386). شکوه ملی در فناوری هسته­ای. تهران: حدیث راه عشق.

-       آجیلی، هادی. (1392). ﺗﺄثیر تحریم های بین المللی بر توسعه اقتصادی ایران. راهبرد توسعه. دوره نهم، شماره 36.

-       آدمی، علی، (1391). بحران بحرین و امنیت منطقه­ای جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه­ راهبرد. دوره 21، شماره 62.

-       رسولی ثانی­آبادی، الهام و سید محسن میرحسینی. (1394). «بررسی عوامل شکل‌دهنده به سیاست هسته‌ای دولت اعتدال بر اساس نظریه پیوستگی جیمز روزنا». فصلنامه راهبرد، شماره 74.

-       Fayazmanesh, Sasan, (2008). The United States and Iran: Sanctions, Wars and the Policy of Dual Containment. Abingdon: Rutledge. Taylor and Francis Group.
-       Waver, Ole, Securitization and Desecaritization, in: Ronnie D. Lipchitz, On Security, NY: Columbia University press.
-       Balzacq, Thierry, (2005), “Three Faces of Securitization: Political Agency, Audience and Context”. European Journal of International Relation, Vol. 11(2).
-       Athar, Zafar. (2013). “Iran’s Assertiveness on Disputed Islands Rattles UAE”, Available at:  http:// www . icwa.in.
-       Barzegar, Keyhan, (2016), “The Geopolitics of JCPOA”, Available at: http://www.iranreview.org.
-       Dubowitz, Mark. (2015), “Implications of a Nuclear Agreement with Iran”, http://webcache.googleusercontent.com.
-       GAO. (United States Government Accountability Office Report), (2013). “U.S. and International Sanctions Have Adversely Affected the Iranian Economy”, accessible at:  http://www.gao.gov.
-       Habibi, Nader. (2010). “The Impact of Sanctions Iran- GCC Economic Relations”, accessible at: http://www.brandeis.com.
-       Heeley, Laicie, Sahay. (2013), “Are Sanctions on Iran Working”, accessible at: http: //armscontrolcente r. org/assets/pdfs.
-       Howard, Roger. (2004), “Dealing with Iran's Nuclear Challenge”. accessible at: http://www.antiwar.com/orig/
-       Islam, Thowhidul. (2010), “Iran’s Nuclear Policy: Russia’s Perspective”.  accessible at: http://static.cejiss.org/data/uploaded
-       Jahani, Kosar. (2011), “Sanctioning Iran the View from the United Arab Emirates”, accessible at: http:// fletcher.tufts.edu.
-       Katzman, Kenneth. (2016), “Iran Sanctions”. Accessible at: https://www.amazon.com/Iran.
-       Sadjadpour, Karim. (2011), “The Battle of Dubai: The United Arab Emirates and the US- Iran Cold War”, accessible at:  http://www.carnegieEndowment.org/pubs.
-       http://euanmearns.com/global-nuclear-power-snapshot.
-       http://rc.majlis.ir/fa/law/show/97764.
-       http://unctadstat.unctad.org.
-       http://www.areva.com/EN/group-688.
-       http://www.irdiplomacy.ir/fa/page/1952802.
-       http://www.isna.ir/news/94110905391.
-       www.nytimes.com.

۹۶/۰۴/۲۸

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">